استفاده از مقالات با ذکر منبع بلا مانع است
 
Global Media Journal
Return اينترنت و هويت در پنج هويت قومي ايراني
Global Media Journal
بهار 1388 - شماره 7


Global Media Journal

 

 
ناصر فکوهي
آذرنوش عياري

کلید واژه ها :انسان‌شناسي سيبرنتيک، اينترنت، فضاي مجازي، قوم‌شناسي ايران، مطالعات قومي
 

 

 

مقدمه و طرح مساله :  

با توجه به مباحث بسيار فراگير مرتبط با فرايند جهاني‌شدن به‌ويژه جهاني‌شدن به لحاظ فرهنگي (تاميلسون، 1381؛ ديورينگ 1382؛ فکوهي، 1384،ب؛ آپادوراي، 1990 و 1996) اغلب چنين تصور مي شود که اين فرايند سرانجام موجب به تحليل رفتن و کمرنگ شدن خاص گرايي‌هاي فرهنگي مختلف خواهد شد.  سخن گفتن از آينده امري دشوار است ولي عليرغم بسياري از تغييرات قابل توجه ناشي از فرايند مزبور در سراسر جهان، واقعيت‌هاي کنوني حاکي از آنند که در همين زمينه جهاني‌شدن بسياري از انواع خاص گرايي‌هاي فرهنگي نه فقط از ميان نرفته يا کمرنگ نشده‌اند بلکه حتي به نوعي بيش از پيش مورد تاکيد قرار مي‌گيرند که از آن جمله مي‌توان به مقوله قوميت و هويت قومي اشاره کرد(اسميت، 1999؛ لويت، 1983؛ لاتوش، 1991).  البته در اين خصوص نظرات و دلايل بسيار متنوعي ارائه شده است که در اين مقاله کوتاه مجال پرداختن به تمام آنها وجود ندارد.

در هر حال در بسياري از ديدگاه‌هاي مربوطه فنآوري‌هاي ارتباطي مدرن و به‌ويژه اينترنت، همواره به‌عنوان عواملي در تسريع روند جهاني‌شدن و شبيه بودگي فرهنگي حاصل از آن در نظر گرفته شده‌اند.  درباره پديده اينترنت حتي بدون مراجعه به نوشته‌هايي نظير نوشته حاضر و صرفا با نگاهي گذرا به جريانات موجود در حيطه اينترنت به سرعت مي‌توان دريافت که اينترنت در تقويت خاص‌گرايي‌هاي فرهنگي نيز عملکرد قابل توجهي داشته و بنابراين مي‌توان آن را داراي نقشي دوگانه در نظر گرفت.  محيطي که از يک سو به واسطه ماهيت جهان‌گستر و بالقوه همگاني خود به تقويت ساختارهاي جهاني کمک مي‌کند و از سوي ديگر در بطن خود فعاليت انواع خاص‌گرايي‌ها را امکان‌پذير مي‌سازد (ريتزر، 1991؛ ماترلا، 1999؛ لچنر و همكاران، 2000؛ برگر، 1966).

يکي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اينترنت که در مقولاتي نظير مسائل قومي نقش قابل توجهي ايفا مي‌کنند، نظارت‌پذيري بسيار اندک آن است.  به‌طوري‌که در مقايسه با ساير فنآوري‌هاي رسانه‌اي آزادي چشمگيري به آن بخشيده است.  اين ويژگي مي‌تواند در تجلي صورت‌هايي از ارتباط موثر باشد که در فضاي واقعي/غيرمجازي در مواردي به دلايل مختلف دشوار يا غيرممکن به شمار مي‌روند و به همين علت گستره بسيار محدودتري را در برمي گيرند.  به‌طور خلاصه فضاي مجازي قادر است با ايجاد حس امنيت و آزادي بيشتر، علاوه بر جلب مشارکت  ارتباطي بيشتر بر صراحت عملکرد و پيام‌هاي افراد و گروه‌ها نيز بيفزايد.  در اين راستا مثلا در موضوعاتي نظير چالش‌هاي قومي ـ که عموما فارغ از رويکردهاي تند مخالف و انتقادي به‌ويژه نسبت به دولت‌هاي ملي متبوع خود نيستند ـ مي‌تواند به فعاليت بيشتر اين گروه‌ها در اين حيطه و استفاده از امکانات آن بينجامد.

با اين همه بايد توجه داشت که پژوهش‌هاي اينترنتي به دلايل متعدد احتياط افزون‌تري مي طلبند و بايد اين کار طوري انجام شود که هم از صدور تحليل‌ها، احکام و قوانين جامع‌نگر خودداري كند و هم اطلاعات و نتايج حاصل از واقعيت‌هاي موجود در جهان تعاملات واقعي و ملموس اجتماعي،  فرهنگي و سياسي را مخدوش يا واژگون نسازد.  يکي از دلايل اين امر آن است که لزوما نمي‌توان افراد حاضر و فعال در فضاي مجازي را به لحاظ نگرش و آراء، نماينده کامل تمامي اعضاي يک گروه (مثلا در اينجا گروه قومي) در نظر گرفت.   زيرا علاوه بر عدم امکان دسترسي برابر به اينترنت در ميان همه اقشار جامعه، به دليل نظارت‌ناپذيري اندک حاکم بر آن، امکان هرگونه کوچک‌نمايي، بزرگ‌نمايي و يا تحريف مسائل مختلف در اينترنت وجود دارد بدون آنکه محقق قادر به ارزيابي کافي آنها باشد.

با اين همه مسائلي از اين دست نبايد مانع از انجام پژوهش‌هايي نظير تحقيق حاضر شوند.  مساله قوميت در ايران با توجه به پيشينه تاريخي طولاني آن همواره به جهات گوناگون مورد توجه قرار داشته است(احمدي 1378؛ ادموندز 1367 ).  بايد توجه داشت که با وجود زيرساختار فرهنگي کمابيش مشابه موجود در ايران که در طول هزاران سال همزيستي اقوام گوناگون با يکديگر پديد آمده‌ است، مفهوم «مليت» اساسا مفهومي سياسي و مربوط به قرون متاخر به شمار مي‌رود (اسميت، 1383؛ اسميت، 1999؛ آمسل، 1999).  از اين‌رو ضمن توجه به تاثيرات فرايندهايي چون مدرنيته، جهاني‌شدن و نظاير آن بايد همزمان و به‌طور تطبيقي به مطالعه هر دو سطح عمده هويتي در کشور يعني هم هويت قومي/محلي و هم هويت ملي پرداخت.  زيرا بدون توجه به سطوح خردتر که به نوعي نشانگر سطوح واقعي‌تر و ملموس‌تر جامعه هستند، دستيابي به تحليل‌هاي معتبر و قابل اتکاء در زمينه‌هاي گوناگون اجتماعي کامل نخواهد بود.

در اين نوشته با تکيه بر شماري از قوميت‌هاي  ايراني، به مطالعه ميزان و چگونگي حضور و عملکرد اينترنتي آنها در راستاي حفظ و تقويت هويت قومي خويشتن پرداخته مي‌شود.

 

جامعه مورد مطالعه، روش‌شناسي و مشکلات پژوهش

جامعه مورد مطالعه ما عبارت است از پنج گروه قومي آذري، بلوچ، ترکمن، عرب خوزستاني و کرد.  در انتخاب گروه‌هاي قومي مزبور دو ويژگي اصلي مد نظر قرار داشته‌اند.  نخست ايراني بودن (خواه ساکن ايران يا خارج از کشور)، بدين معني که بخش يا بخش‌هايي از قوميت‌هاي مورد نظر که به لحاظ مليت غيرايراني به شمار مي‌روند (مثلا کردهاي عراقي، آذري‌هاي جمهوري آذربايجان و غيره) تنها در ارتباط با بخش ايراني مد نظر قرار داشته‌اند.  ويژگي ديگر برخورداري از نوعي پيشينه مشابه بوده است.  بدين معني که با استناد به سوابق و مستندات تاريخي عليرغم تفاوت‌هايي، قوميت‌هاي مزبور به لحاظ عملکردي در ادواري از تاريخ گروه‌هايي سياسي و اصطلاحا مرکزگريز به شمار مي‌روند.

به دليل گستردگي زياد اينترنت و اطلاعات موجود در آن، با استفاده از موتور جستجوي گوگل نمونه‌هاي متعددي از وب سايت‌ها و وبلاگ‌هاي هر يک از گروه‌هاي مزبور مورد مشاهده قرار گرفته‌اند.  از سويي نيز به منظور مطالعه تعامل اجتماعي موجود در اتاق‌هاي گفتگوي قومي صرفا به موارد موجود در حيطه ياهو مسنجر استناد شده است.  در عين حال بسياري مطالب و مباحث پراکنده مرتبط با موضوع اعم از فرهنگي، سياسي، اقتصادي و غيره که مفيد به نظر رسيده‌اند در اين پژوهش استفاده شده اند.

زبان مورد استناد در اين تحقيق براي کاربردپذير و ممکن شدن آن صرفا به زبان ملي (فارسي) و در مواردي اندک نيز زبان انگليسي محدود شده است.  بنابراين عمدتا نمونه‌هايي مورد مطالعه قرار گرفته‌اند که تمام يا قسمتي از آنها به زبان فارسي در دسترس بوده‌اند.  بديهي است که اين محدوديت زباني به نوبه خود موجب شده تا بخش مهمي از اطلاعات قابل دسترس از نظر دور بماند، اما اين نقصان در مطالعات بعدي که درباره هر زبان به طور مستقل انجام بگيرد قابل جبران است.

نظر به کليت نسبي اين پژوهش، متغير اصلي آن را مي‌توان «گروه قومي» به خودي خود دانست که در ارتباط با سه شاخص هويتي عمده يعني زبان، مذهب و قلمرو/وطن مد نظر قرار گرفته است.  عليرغم ماهيت کلي کار که مانع از پرداختن به بسياري از جزئيات مي‌شود، سعي شده است تا مولفه‌هايي چون جنسيت، سن، قشربندي اجتماعي و نظاير آن نيز در حد مقدورات مد نظر قرار گيرند.  در عين حال تا حدي نيز به مطالعه مقايسه‌اي عملکرد گروه‌هاي قومي و ارتباطات متقابل آنان پرداخته‌ايم.  همچنين تفاوت‌هاي احتمالي در نحوه عملکرد گروه‌هاي قومي در هر يک از انواع حيطه‌هاي مجازي سه‌گانه مورد مطالعه، يعني وب سايت‌ها، وبلاگ‌ها و اتاق‌هاي گفتگو نيز مورد توجه قرار گرفته‌اند.

اين کار با دشواري‌هاي فراواني مواجه بوده است.  يکي از مهم‌ترين آنها مساله «فيلترينگ» شديد اعمال شده در دوره گردآوري اطلاعات بوده که عملا دسترسي به بخش مهمي از اطلاعات را غيرممکن ساخته بود.  همچنين بايد توجه داشت که اساسا انتخاب از ميان يک انبوه عظيم، متنوع و در عين حال ناپايدار و کمابيش غيرقابل ارزيابي اطلاعات موجود در اينترنت خود از دشواري‌هاي کار در اين حيطه به شمار مي‌رود.  از سوي ديگر علاوه بر تاثيرات فرسايشي حاصل از کند بودن خطوط اينترنتي و ازدحام شديد آنها بر کار، انواع ويروس‌ها و هکرهاي اينترنتي نيز بارها مشکلاتي در روند پژوهش (گاه به قيمت نابودي بخش‌هايي از اطلاعات جمع‌آوري شده) ايجاد نمودند.

روش گردآوري اطلاعات تصادفي نبوده و سعي شده تا حد مقدور از تمامي موارد قابل دسترسي و مناسب موجود در آرشيو موضوعي گوگل استفاده شود.  نمونه‌هاي به دست آمده در مورد گروه‌هاي قومي پنج‌گانه مورد نظر از نظر تعداد يک‌دست و يکسان نبوده‌اند و در مواردي تفاوتي فاحش و فاصله‌اي قابل ملاحظه در اين زمينه ملاحظه مي‌شود.  براي مثال کمترين اطلاعات به‌دست آمده متعلق به گروه قومي عرب خوزستاني و بيشترين آن متعلق به گروه‌هاي قومي آذري و کرد هستند که با استناد به آيتم‌هاي معرفي شده توسط موتور جستجوي گوگل اين تفاوت به مساله فيلترينگ اعمال شده از سوي شرکت مخابرات ارتباط چنداني ندارد و بيشتر به ميزان مشارکت هر يک از گروه‌هاي قومي در فضاي مجازي ارتباط دارد که اين امر نيز خود تابع عوامل متعددي نظير ميزان دسترسي به امکانات اينترنتي، تعداد اعضاي گروه قومي و غيره است.

به‌طور کلي اين نوشته بر مطالعه کيفي وب سايت‌ها، وبلاگ‌ها و اتاق‌هاي گفتگوي قوميت‌هاي مزبور تمرکز دارد و نتايج حاصله مبتني بر چند محور عمده بوده‌اند که عبارتند از: تفکيک نمونه‌ها به لحاظ موضوعي و محتوايي، مطالعه شباهت‌ها و تفاوت‌هاي موجود ميان حيطه‌هاي مجازي سه‌گانه در زمينه چگونگي عملکرد مجازي يک گروه قومي، مطالعه شباهت‌ها و تفاوت‌هاي موجود ميان گروه‌هاي قومي از نظر عملکرد مجازي، مطالعه شاخص‌هاي هويت قومي و مولفه‌هايي که در سطور پيشين مورد اشاره قرار گرفتند.

 

مباني نظري: كنش و واكنش نظري ميان اينترنت، هويت و قوميت

اينترنت، هويت و قوميت، سه مفهومي هستند كه در اين مقاله مورد توجه‌اند و چارچوب نظري اين مقاله، مبتني بر اين مفاهيم است.  از اين‌رو، پيش از توضيح چارچوب نظري اين مقاله، اين سه مفهوم را با عنوان مفاهيم اصلي پژوهش توضيح مي‌دهيم.

 

مفهو سازي و كاربردي كردن آنها براي پژوهش

هويت: در خصوص مفهوم هويت نقطه نظرات فراواني ارائه شده‌اند که مولفه‌هاي مختلفي همچون تاريخ، سياست، اقتصاد و غيره در آنها محوريت دارند (لابل، 1996؛ بايرون، 2000؛ براون، 1996؛ تاجفل، 1978).  اما به‌طور کلي در اغلب تعاريف مربوط، خواه در ارتباط با هويت فردي و جمعي عمدتا بر سرشت رابطه‌اي هويت تاکيد شده است.  همچنين يکي از مواردي که در بسياري از تعاريف مربوط مورد تاکيد قرار مي‌گيرد امکان تعلق به سطوح مختلف هويتي در افراد و به تعبيري امکان همپوشاني و تداخل هويت‌هاي مختلف با يکديگر و همچنين مساله برتري هر يک از سطوح هويتي مختلف در موقعيت‌هاي گوناگون است که به پيچيدگي بيشتر مباحث مربوط به هويت منجر شده است.  از اين ديد سخن گفتن از قوميت نيز امري دشوار است زيرا گروه‌هاي اجتماعي مختلف از جمله گروه‌هاي قومي با استناد به «برتون» در مقوله «مجموعه‌هاي گنگ» جاي مي‌گيرند.  يعني مجموعه‌هايي که هر يک از عناصر آنها را نمي‌توان همواره در اين يا آن زيرمجموعه طبقه‌بندي کرد (برتون،1380: 23).

در اين نوشته اين امر به‌طور محوري مد نظر قرار داشته است که برخلاف آنچه گاهي اظهار مي‌شود به‌طور کلي گروه‌هاي به اصطلاح اقليت، موجوديت‌هايي متجانس، يکدست و کاملا متمايز نيستند.  در همين راستا هويت  قومي نيز لزوما هويتي  خالص يا ايستا نيست و تحت شرايط جديد و يا به‌واسطه مشارکت در فضا/قلمروي اجتماعي با ديگر فرهنگ‌ها از آنها تاثير گرفته و متقابلا بر آنها تاثير مي‌نهند.

قوميت: با توجه به پيچيدگي مفهومي واژه «قوميت» تعاريف و نظريه‌هاي مختلفي بر مبناي متغيرهاي گوناگوني از اين مفهوم ارائه شده‌اند (جيل، 1999؛ اريكسن، 1959، 1993).  نظر به اين‌که نوشته حاضر خلاصه‌اي بسيار کوچک از يک رساله مفصل به شمار مي‌رود صرفا به ذکر يکي دو نمونه از انواع تعاريف ارائه شده در اين زمينه اکتفا مي‌شود.  فکوهي با توجه به تعاريف مختلفي که در زمينه قوميت موجود است مهم‌ترين خصوصيات يک قوم را نياکان مشترک، سرزمين مشترک، زبان مشترک، فضاهاي مشترک زيستي، رسوم و آداب مشترک، ارزش‌هاي مشترک، احساس تعلق به يک گروه واحد معرفي مي‌نمايد (فکوهي در برتون، 1380: 235) که ما نيز عمدتا به اين تعريف متکي بوده‌ايم.

به‌طور کلي با استناد به تعاريف و نظريات مختلف از واژه قوميت مي‌توان گفت که قوميت يکي از صورت‌هاي سازمان‌دهي و معنابخشي به «خود» در مقابل «ديگري» در اجتماعات بشري است.  سازماندهي‌اي که بر مبناي قواعد يا رمزهايي همچون سنت‌ها، هنجارها، باورهاي مشترک و ساير معيارهايي که تمامي اعضاي آن گروه به‌نوعي به آن مقيد و متعهد بوده يا بايد باشند صورت مي‌گيرد و اين قواعد و چارچوب‌هاي پيوند دهنده ايستا نبوده و مي‌توانند در درون گروه دچار تغيير گردند بي‌آنکه الزاما موجبات تضعيف يا تخريب حس يکپارچگي، تعلق و هويت جمعي گروه پديد آيد.

اينترنت: اينترنت نيز ماهيتا چيزي بيش از يک رسانه جمعي جهان گستر نيست ولي از ديدگاه انسان‌شناسي عمدتا به لحاظ انواع تعاملات اجتماعي موجود در آن مورد توجه است.  نکته اينجاست که به‌واسطه تحليل رفتن عامل جغرافيا/مکان فيزيکي در اينترنت، اجتماعات مجازي تابع بسياري از محدوديت‌هاي ناشي از فواصل جغرافيايي نبوده و از اين لحاظ قادرند دامنه بسيار گسترده‌اي از ارتباطات اجتماعي را پديد آورند که تاکنون مشابه آن وجود نداشته است و تا حد بسيار زيادتري بر نقاط اشتراک ديگري نظير زبان، مذهب، جنسيت، ديدگاه‌هاي سياسي، رشته‌هاي تخصصي و غيره سرايت يافته اند.

 

اينترنت، هويت و هويت قومي

همانگونه که هويت زندگي واقعي افراد در چگونگي استفاده آنان از اينترنت بسيار موثر است، اينترنت و به‌ويژه مشارکت در اجتماعات مجازي آن نيز متقابلا قادر است تحت شرايطي بر هويت‌هاي افراد تاثير گذارد و تغييراتي در آن ايجاد نمايد.  در هر حال به‌نظر مي‌رسد که انواع جريان هاي هويتي موجود در اينترنت اغلب بازتاب مستقيم واقعيات جهان بيروني باشند.  اينترنت از اين قابليت برخوردار است که به‌عنوان عاملي موثر در يکپارچگي و تقويت هويت‌هايي که به دلايل گوناگون از جمله به‌واسطه فرايندهاي ملي‌گرايي و جهاني‌شدن مورد تهديد واقع شده‌اند، مفيد واقع گردد.  از اين ديد در واقع انواع مطالبات، آرمان‌ها و چالش‌هاي هويت جويانه جهان واقعي (از جمله قوميت) با شناخت روزافزون امکانات بالقوه اينترنت، به‌منظور حفظ، تقويت و گسترش بيشتر خود به اين حيطه راه گشوده‌اند که شواهد اينترنتي فراواني بر آن دلالت دارد.

به‌ هر تقدير فعاليت‌ها و توليدات مجازي گروه‌هاي قومي علاوه بر اين‌که از يک منظر کلي مي‌توانند فعاليت اجتماعات قومي مختلف را در درون سيستم‌هاي رسانه‌اي جهان نوين منعکس نمايند، به‌طور نسبي نشانگر ميزان تعلقات و گرايشات هويتي آنها به‌ويژه در مورد گروه‌هايي است که به دلايل مختلف به دور از اجتماع قومي خود به سر مي‌برند. اينترنت اعضاي قوميت‌هاي مختلف پراکنده در نقاط مختلف جهان را در قلمرويي غيرفيزيکي و به عبارتي در نوعي بي‌مکاني به يکديگر مي‌پيوندد.  در اين معني عليرغم آنکه از ديرباز مفهوم قوميت با مفهوم وطن مشترک همراه بوده است، هويت قومي مي‌تواند بدون شرايط همزيستي نيز وجود داشته باشد و بنابراين به نظر نمي‌رسد که فقدان قلمرو در اينترنت به فقدان هويت قومي انجاميده باشد.

 

چارچوب نظري: برقراري رابطه منطقي ميان قوميت و اينترنت

اين نوشته اساسا بر پايه دو مقوله «قوميت» و «اينترنت» ساختار يافته است.  قوميت‌هاي مورد نظر ما به‌واسطه شباهت در برخي جهت‌گيري‌ها و تحرکات سياسي مرکزگريز خود در در ادوار مختلف تاريخ در مقايسه با ساير گروه‌هاي  قومي ايراني از ماهيتي کمابيش متفاوت برخوردارند.  در اين پژوهش با استناد به جريانات جهان واقعي و نيز با اتکاء به نوعي رويکرد تاريخ محور، اين فرض دنبال شده است که بخشي از ديدگاه‌ها و عملکرد تاريخي آنان نسبت به جايگاه قومي خويش کماکان در جهان واقعي استمرار يافته و در پي آن به جهان مجازي انتقال يافته است.  اين در حالي است که انتظار مي‌رود آنان نيز از يک سو با برخي فرايندهاي دگرگون‌کننده و شبيه‌سازنده حاصل از فرايندهايي چون مدرنيته و جهاني‌شدن درگير باشند و از سويي با شماري از سنت‌هاي قومي خويش.  در اين معني، چالش قومي به دو سوي معطوف خواهد بود، يکي به سوي بيرون و ديگري به سوي درون که ارزيابي نسبي هر يک از اين دو گرايش مي‌تواند رابطه معناداري با ميزان و جهت تغييرات احتمالي ايجاد شده در گروه و مفهوم هويت جمعي داشته باشد.

در مجموع رويکرد نظري ما بر اين فرض اوليه بنا شده است که در زمينه جهاني‌شدن اينترنت به‌واسطه برخورداري از پتانسيل دسترسي برابر، سلسله مراتب کمتر و تمرکززدايي مي‌تواند به تقويت خاص گرايي‌هاي فرهنگي‌اي چون قوميت‌ها که عموما بر محور مولفه‌هاي سنتي تشکيل يافته‌اند کمک کرده و پديده‌هاي کلاني همچون جهاني‌شدن را تضعيف نمايد.  اما پرسشي که به ذهن مي‌رسد اين است که به‌طور کلي آيا مي‌توان فرايند تقويت خاص‌گرايي در اينترنت را در سطحي خاص متوقف نمود يا به عبارتي متوقف شده تلقي کرد؟ به تعبير دقيق‌تر چه دليلي وجود دارد که پتانسيل اينترنت در تقويت تلاش‌هايي که در تصريح و اثبات تفاوت‌هاي قومي صورت مي‌‌گيرند در حيطه مرزهاي بيروني قوميت محصور گشته به درون آن راهي نداشته باشد؟

در واقع چنين به‌نظر مي‌رسد که هر چند اينترنت در مجموع در رشد و تقويت هويت قومي در کليت آن موثر بوده است، ولي همچنين به‌طور بالقوه قادر است لايه‌ها، مرزبندي‌ها و انشعابات دروني يک گروه قومي را نيز در جاي خود برجسته‌تر ساخته و تقويت نمايد، و حتي به‌واسطه درآميختگي عناصر قومي با عناصر ساختارهاي گسترده‌تر بيروني، انشعابات و صورت‌هاي دروني جديدي نيز در گروه ايجاد نمايد.  از اين ديد اين احتمال وجود دارد که در طول زمان اينترنت يا به‌واسطه پراکنده‌تر ساختن اعضاي گروه‌هاي قومي از طريق وارد ساختن آنها در ساختارهاي گروهي مختلف و متفاوت موجود در عرصه مجازي تا حدي به تضعيف ساختارهاي قوميت بينجامد.  يا مفهومي جديد از قوميت ايجاد كند که با آنچه هم‌اکنون در عرصه اينترنت مشاهده مي‌شود تا حدي متفاوت باشد. در اين امر توجه ما به نظريات جديد فرهنگي در مطالعه  متقابل ميان فرهنگ خودي و ديگري نيز بوده است. (كليفورد، 1986؛ كيث و پايل، 1993)

 

پرسش هاي تحقيق

- حضور گروه‌هاي قومي مورد نظر در اين پژوهش در فضاي مجازي بيشتر در چه راستايي و با چه اهدافي انجام مي‌شود؟ آيا پيشينه تاريخي آنها در چگونگي عملکرد اينترنتي آنان موثر است؟

- آيا ميزان علاقه‌مندي به نمايش و حفظ هويت قومي در ميان گروه‌هاي مزبور به يک اندازه است؟ ميزان تعلق به  سطوح مختلف هويتي محلي/ملي/جهاني در اين گروه‌هاي قومي چگونه است؟

 - آيا تعلق قومي در حيطه‌هاي مختلف مجازي مورد نظر ما يعني وب‌سايت‌ها، وبلاگ‌ها و اتاق‌هاي گفتگو به يک اندازه نمود مي‌يابد؟

- ارتباطات ميان گروه‌هاي مزبور در فضاي مجازي چگونه است و آيا در حيطه‌هاي مجازي سه‌گانه فوق در اين خصوص تفاوتي مشاهده مي‌شود؟

- آيا اينترنت هم‌زمان با تقويت و انسجام بخشيدن به ساختارهاي کلي قوميت در تقويت خاص‌گرايي‌هاي دروني در يک گروه قومي و افزايش مرزبندي‌هاي دروني نيز موثر است يا خير؟

 

يافته هاي پژوهش: کلياتي پيرامون حيطه‌هاي مجازي قومي از نظر موضوعي/محتوايي

نتيجه نهايي انتخاب از ميان حدود ششصد مورد قابل دسترسي از مجراي فيلترينگ و ساير موانع بازدارنده، سيصد و چهل و پنج مورد شامل وب‌سايت، وبلاگ، مقاله و برخي مطالب و نوشته‌هاي پراکنده و چندين اتاق گفتگوي قومي در محيط ياهو مسنجر بوده است.  از اين تعداد پس از روند كردن ارقام، 5/11 درصد به گروه قومي عرب، 5/15 درصد به بلوچ، 5/26 درصد به کرد، 5/14 درصد به ترکمن و حدود 5/31 درصد به گروه قومي آذري تعلق دارند.  اين در حالي است که از اين ميان با توجه به گزينش مجدد انجام شده در حدود 80 درصد مطالب مربوط به گروه قومي عرب، 50 درصد از بلوچ، 40 درصد از کرد، 55 درصد از ترکمن و 45 درصد از آذري به‌شكل مطالب، مقالات و اشارات پراکنده در اينجا و آنجا بوده است که در مطالعه‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند.  لازم به ذکر است که از اين تعداد بخش اندکي نيز به زبان انگليسي يا زبان‌هاي قومي مزبور بوده‌اند.  صرف‌نظر از اتاق‌هاي گفتگو که در مقايسه با وب‌سايت‌ها و وبلاگ‌ها از شمار بسيار اندکي برخوردارند مي‌توان به انواع وب سايت‌ها و وبلاگ‌هاي عمومي، خبري، آموزشي، تبليغاتي و غيره دست يافت که غالبا نموداري از تعلقات قومي بسيار بالا ولي رويکردهاي مختلفي نسبت به مقوله سياست قومي هستند.  مجددا لازم به ذکر است که اين نوشته بر تجليات قومي مبتني بر عملکرد آشکار تعدادي از اعضاي گروه‌هاي قومي در حوزه مجازي تمرکز دارد و نتايج اين رساله نمي‌تواند به هيچ روي به کل جامعه مزبور عموميت داده شود.

 

الف)وب سايت ها

تعداد وب‌سايت‌هاي هر يک از گروه‌هاي قومي با يکديگر متفاوت است(فهرستي از وب سايت ها در انتهاي مقاله آ‚ده است).  به‌طوري‌که بيشترين تعداد موارد به دست آمده متعلق به آذري‌ها و کردها و کمترين آن به عرب خوزستاني تعلق دارد.  با اين همه اغلب موارد يافته شده ضمن پرداختن به برخي مسائل عمومي‌تر، عمدتا بر مقوله سياست و هويت قومي و چالش‌‌هاي مربوطه محوريت يافته‌اند.  اگرچه مي‌توان با انواع جهت گيري‌ها و ايدئولوژي‌هاي سياسي مواجه شد ولي ظاهرا مطالبات مطرح شده در اغلب اين وب سايت‌ها يکسان بوده و با استناد بر يافته‌هاي اينترنتي اغلب بر محروميت‌زدايي، توجه بر شاخص‌هاي عمده هويت قومي يعني زبان، مذهب و وطن مشترک (که ميزان تاکيد بر هريک از آنها از قوميتي به قوميت ديگر کمابيش متفاوت است) و همچنين عموما بر تشکيل دولتي با ساختار فدراليستي توجه دارند. ضمن پرداختن به مسائل فوق بعضا مي‌توان با انتقاداتي نسبت به شماري از سنت‌هاي قومي نيز مواجه شد که به‌نظر مي‌رسد بدين ترتيب سعي مي‌شود تا عرصه‌هاي تضعيف کننده قوميت و هويت قومي هم از درون و هم از بيرون مد نظر قرار گيرند.

در عين حال حيطه توجه وب سايت‌ها فقط بخش ايراني گروه را در بر نمي‌گيرد و با تفاوت‌هايي به لحاظ ميزان تعلقات سياسي/فرهنگي، در وب سايت‌هاي همه گروه‌هاي قومي مزبور با بخش غيرايراني قوميت خويش در کشورهاي همسايه احساس تعلق آشکار ابراز مي‌گردد.  همچنين از طريق وب سايت‌ها مي‌توان دريافت که ارتباطات و توجهات ميان گروهي قومي نيز با تفاوت‌هايي مد نظر قرار دارد.  اين در حالي است که اساسا مسائل مربوط به ساير نقاط جهان (به جز کشورهاي متبوع قوميت يکسان، مثلا عراق، ترکيه و ...) ظاهرا کمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد و بدين ترتيب مي‌توان حيطه فعاليت وب سايت‌هاي قومي را با در نظر گرفتن ملاحظاتي کمابيش حيطه‌اي درون‌گرا در نظر گرفت.

اساسا چنين به‌نظر مي‌رسد که وب سايت‌ها را بيشتر بايد از جنبه رسانه‌اي آنها به‌عنوان نشريه‌اي الکترونيکي و به منزله نمودار رسمي‌تر فعاليت‌هاي مجازي قومي در نظر گرفت. همچنين به‌نظر مي‌رسد که وب سايت‌ها بيشتر منعکس‌کننده سطوح الگويي و آرماني يک گروه قومي هستند تا سطوح عمومي‌تر و خردتر تعامل اجتماعي در حوزه مجازي.  در هر صورت با ارزيابي‌هاي کلي انجام شده در شمارگان مراجعين وب سايت‌ها مي‌توان گفت که آنها در مقايسه با وبلاگ‌ها از مخاطبين بسيار بيشتري برخوردارند و به همين دليل عليرغم آنکه تا حد زيادي خارج از حيطه تعامل اجتماعي مجازي قرار مي‌گيرند مي‌توانند در معرفي، حفظ و تقويت هويت قومي و چالش‌هاي مربوط به آن  بسيار نافذ و فراگير باشند.  در هر حال با توجه به اين‌که در شمار قابل‌توجهي از وب سايت‌ها علاوه بر زبان قومي خود، از زبان فارسي و نيز زبان انگليسي (و گاه زبان‌هاي ديگر) استفاده مي‌شود مي‌توان به اين مساله پي برد که جلب مخاطبين عام در اين حيطه از اهميت بالايي برخوردار است.

 

ب) وبلاگ ها

چنين به‌نظر مي‌رسد که در زمينه وبلاگ‌نويسي از جهت تعداد، جايگاه نخست در اختيار آذري‌ها و سپس کردها باشد.  کم‌ترين ميزان مشارکت مربوط به گروه عرب خوزستاني است که در واقع تنها به يک نمونه از وبلاگ آنان دست يافتيم. در مجموع در وبلاگ‌ها نيز عليرغم تنوع موضوعي فراوان آنها، همچون وب‌سايت‌‌ها عمدتا با حضور چشمگير تعلقات قومي و به تبع آن شاخص‌هاي هويتي به درجات مختلف مواجه مي‌شويم که بسته به گروه قومي ميزان تاکيد بر آن متفاوت به‌نظر مي‌رسد.

در مجموع مي‌توان گفت که بخش اعظم وبلاگ‌ها به قشر جوان و تحصيلکرده گروه‌هاي قومي تعلق دارد و اين در حالي است که زنان نيز مشخصا در اين عرصه به نسبت وب‌سايت‌ها حضور فعالانه‌تري دارند.

در واقع در مقايسه با وب سايت‌ها، وبلاگ‌ها مي‌توانند عرصه تعاملي عيني‌تري را در زمينه قوميت در برابر ما بگشايند. اين امر از يک جهت به‌خاطر ماهيت شخصي‌تر آنهاست و از جهت ديگر به‌خاطر امکان اوليه اظهارنظر مستقيم خوانندگان وبلاگ بر مطالب مندرج در آن است (البته اين امکان در برخي وب سايت‌ها نيز وجود دارد)، اگرچه در واقع خوانندگان در موارد اندکي به اين کار اقدام مي‌نمايند ولي در نهايت مي‌توان با آراء و نظرات گوناگوني در بخش نظرات وبلاگ ها پيرامون مسائل مختلف به‌ويژه موضوعات قومي مواجه شد.

در مواردي نيز مقوله وبلاگ‌نويسي از مفهوم واقعي اوليه و به عبارتي ماهيت شخصي خود دور شده و کاملا جنبه‌اي ارجاعي و اقتباسي به خود مي‌گيرد.  به‌طوري‌که به‌جز ديدگاه‌هاي مستتر در پس گزينش مطالب مزبور، در آنها اثر و نشاني از نويسنده وبلاگ مشاهده نمي‌شود.  با استناد به يافته‌هاي تحقيق چنين به‌نظر مي‌رسد که بيشترين نظرات ديگران در وبلاگ‌هايي عرضه مي‌شوند که ماهيت شخصي‌تر و زنده‌تري دارند.

 

ج ) اتاق‌هاي گفتگو

به‌علت محدوديت تعداد اتاق‌هاي گفتگوي قومي در محيط ياهو مسنجر اظهار نظر دشوارتر مي‌شود.  اين در حالي است که اساسا اين اتاق‌ها نيز همچون هر چيز ديگر در حوزه اينترنت کاملا ناپايدارند و ممکن است ظرف يک‌روز ساخته و روز ديگر حذف شوند.  به‌طور کلي گروه قومي آذري و کرد در اين عرصه بسيار فعال هستند و هر يک چندين اتاق گفتگوي مختلف در اختيار دارند که گاهي با اسامي شهرهاي مختلف نام‌گذاري شده‌اند.  براي گروه قومي عرب خوزستاني و ترکمن اتاق گفتگوي مستقلي به دست نيامد و به همين دليل در اين بخش با محدوديت بيشتري مواجه شده‌ايم.  (لازم به ذکر است که حدودا از پاييز 1384 سايت ياهو مسنجر امکان ايجاد اتاق‌هاي گفتگوي خصوصي را از کاربران خود سلب کرده است و به همين دليل اتاق‌هاي گفتگوي مزبور همگي از حوزه مجازي حذف شده‌اند). به‌طور کلي و نه فقط در مورد اتاق‌هاي گفتگو، بايد توجه داشت که ميزان دسترسي به امکانات اينترنتي و همچنين تعداد اعضاي يک گروه قومي در کنار شماري عوامل ديگر، به‌طور مستقيم در ميزان مشارکت آنان در اينترنت نقش دارد.

به‌طور کلي در اتاق‌هاي مشاهده شده تفاوت چنداني ميان حضور زنان و مردان به چشم نمي‌خورد و بيشتر شاهد فعاليت قشر جوان در آنها هستيم.  با مقايسه‌اي ميان اتاق‌هاي آذري و کردي که بيشترين يافته‌ها را به‌دست مي‌دهند ميزان نمايش تعلقات قومي (به‌ويژه به‌واسطه تعلق زباني) بسيار متفاوت است.  در بيشتر اتاق‌هاي آذري علاوه بر اين‌که کمتر بر تعلقات قومي تکيه شده، گفتگوها نيز بيشتر به زبان فارسي انجام مي‌شود حال آن‌که در اتاق‌هاي کردي چنين نيست و تاکيد فراواني بر استفاده از زبان کردي وجود دارد.  تا جايي که محدوديت زباني به ما امکان داده است چنين به نظر مي‌رسد که اتاق‌هاي گفتگوي قومي ياهو مسنجر در مقايسه با وب سايت‌ها و وبلاگ‌ها بيشتر بر مبناي سرگرمي و گذران اوقات فراغت و دوست‌يابي شکل گرفته‌اند تا بر مبناي تقويت و نمايش هويت قومي مشترک و دست کم مساله سياست و هويت قومي بدان‌گونه که در وب سايت‌ها و وبلاگ‌‌ها مطرح است در اينجا مد نظر قرار ندارد.

بعضا مي‌توان با حضور اعضايي از يک گروه قومي غيرايراني در اتاق گفتگوي قوميت ايراني مشابه مواجه شد که اين امر به‌ويژه در مورد اتاق‌هاي کردي بسيار مشهود است (مثلا حضور اکراد سليمانيه در اتاق گفتگوي مهاباد).  به‌طور کلي اتاق‌هاي گفتگو عيني‌ترين و زنده‌ترين حيطه فعاليت مجازي افراد را تشکيل مي‌دهند زيرا تعامل اجتماعي افراد در آنها به‌صورت آن‌لاين انجام مي‌شود.

 

 

 

رويکردها، کنش‌ها و ارتباطات قومي: گروه قومي به لحاظ دروني: قشربندي و تفاوت‌هاي دروني

به‌طور کلي گروه‌هاي قومي به‌عنوان يکي از گونه‌هاي مختلف گروه‌بندي‌هاي بشري عليرغم برخي مرزبندي‌هاي مشخص بيروني که به‌واسطه شاخص‌هاي هويتي خاصي صورت مي‌گيرد، از درون فاقد محدوده‌هاي جداگانه و يا مرزهاي جداکننده نيستند.  به عبارت ديگر هر گروه قومي از جهاتي موجوديتي واحد و همگون و از جهاتي نيز موجوديتي متکثر و ناهمگون به شمار مي‌رود، بي‌آنکه ضرورتا اين تکثر به يکپارچگي گروه آسيب وارد سازد.  اين عدم يک‌دستي دروني در حوزه‌هاي مختلفي از شيوه معيشت، طبقه اجتماعي و اقتصادي، درجه تحصيلي و ... گرفته تا گروه‌بندي‌هاي سياسي و نظاير آن قابل مشاهده است و مي‌تواند به تاثيرات متفاوتي در نحوه تعامل درون گروهي و برون گروهي اعضاي آن بينجامد.

در اين مقاله يکي از زمينه‌هاي مطالعه عملکرد گروه‌هاي قومي در اينترنت مطالعه اقشاري بوده است که در اين عرصه مشارکت مستقيم داشته و يا به نوعي مورد اشاره قرار گرفته‌اند، و نتايج حاکي از آن است که متغيرهاي مختلفي نظير جنسيت، سن، تحصيلات و غيره هم در ميان گروه‌هاي قومي و هم در حيطه‌هاي مجازي سه‌گانه کمابيش تفاوت‌هايي را نشان مي‌دهند.  لازم به يادآوري است که تمامي نکات مطرح شده در اين بخش و بخش‌هاي پيشين بر پايه توجه به عدم توازن در تعداد نمونه‌ها و اطلاعات به‌دست آمده در مورد هر يک از گروه‌هاي قومي استوار گشته است.

در يک نگاه کلي فضاي مجازي قومي عمدتا فضايي مردانه بوده و زنان فعاليت محدودتري در آن دارند که اين نيز خود در ميان گروه‌هاي قومي مختلف متفاوت است و بيشترين ميزان مشارکت زنان در حيطه مجازي به گروه‌هاي قومي آذري و کرد (که بيشترين توليدات اينترنتي قومي را نيز در اختيار دارند) تعلق دارد.  همچنين ميان حيطه‌هاي مجازي سه‌گانه نيز از اين لحاظ تفاوت‌هايي وجود دارد.  بدين معني که کمترين ميزان حضور و مشارکت مستقيم زنان در وب سايت‌ها بوده و بيشترين آن به وبلاگ‌ها و اتاق‌هاي گفتگو تعلق دارد.  ضمنا به‌نظر مي‌رسد که در عرصه شخصي‌تري چون وبلاگ، زنان عليرغم برخورداري از تعلقات قومي مستحکم و مشخص، به مراتب کمتر از مردان به مسائل و چالش سياسي پرداخته و بيشتر به موضوعات عمومي‌تر و به‌ويژه مسائل مربوط به زنان گرايش دارند.

در مجموع چنين به‌نظر مي‌رسد که هر چه از محيط‌هاي رسمي‌تر اينترنت به سمت سطوح ارتباطي‌تر و غيررسمي‌تر آن حرکت مي‌کنيم احتمال مشاهده مشارکت مستقيم زنان در فعاليت‌هاي مجازي به‌طور محسوسي افزايش مي‌يابد.  در حالي‌که در وب سايت‌ها بيش از عملکرد مستقيم زنان با اشاراتي که به مسائل مختلف مربوط به آنان مي‌شود مواجه هستيم.

در مورد سن کاربران نيز مي‌توان مطالبي بيان كرد.  عليرغم آن‌که اغلب اطلاعات شخصي کاربران پنهان نگاه داشته مي شود بر مبناي شواهدي مي‌توان گفت که بخش مهمي از کاربران اينترنتي يک گروه قومي را افراد جوان و ميانسال تشکيل مي‌دهند.  جوانان عليرغم تعلقات قومي محکم خود، در مورد اتخاذ برخي ديدگاه‌هاي سنتي نسبت به مقوله قوميت از تفاوت‌هايي با نسل‌هاي پيشين خود برخوردارند، بدين معني که بسياري از آنها عليرغم پافشاري بر آرمان‌هاي گروه و شماري از مولفه‌هاي هويتي مهم نظير زبان و مذهب، تلفيقي از قوم‌گرايي و جهان‌گرايي را در تجليات مجازي خود به نمايش مي‌گذارند که اين امر به‌ويژه در مورد عملکرد مجازي افراد ساکن در خارج از کشور بارزتر است.

همچنين تا جايي که با توجه به محدوديت‌هاي فضاي مجازي قادر به تشخيص بوده‌ايم در ميان گروه‌هاي قومي مختلف تفاوت معناداري به لحاظ سني مشاهده نمي‌شود و اين در حالي است که ظاهرا حيطه‌هاي مجازي از اين جهت تفاوت‌هايي دارند بدين معني که بيشترين حضور جوانان در عرصه وبلاگ‌ها و اتاق‌هاي گفتگو مشاهده مي‌شود.

 

عناصر و شاخص‌هاي فرهنگي

با استناد به نمونه‌هاي مطالعه شده به نظر مي‌رسد که در اغلب تجليات مجازي گروه‌هاي قومي اين گرايش وجود دارد که قوميت خودي به عنوان موجوديتي يک‌دست معرفي شود و به اين دليل برخي تفاوت‌هاي دروني گروه به‌ندرت مورد اشاره قرار مي‌گيرند.  در اين معني يا مي‌توان چنين پنداشت که تفاوت‌هاي کوچک‌تر دروني کمتر قادر به تاثير بر آرمان‌ها و مطالبات سياسي/اجتماعي گروه قومي هستند و يا برعکس هرگونه تاکيد بر آنها ممکن است به نوعي در اين تماميت خلل وارد سازد.  در همين راستا اصولا نگاه انتقادي به عناصر فرهنگي خودي نيز به ميزان اندکي در اينترنت تجلي مي‌يابد.  به تعبير بهتر فضاي مجازي بيشتر عرصه تجلي تماميت گروه قومي به نظر مي‌رسد و نه محلي براي انتقاد از موجوديت آن.

برخي عناصر فرهنگي مانند زبان و مذهب که به‌واسطه ماهيت ارتباطي و اعتقادي خود در چالش‌هاي قومي از قابليت بسيار بالايي براي تبديل شدن به يک شاخص هويتي تعيين کننده برخوردارند و در نتيجه در ايجاد و تقويت مرزبندي‌هاي بنيادين گروه قومي نقش مهمي بر عهده دارند در تجليات مجازي قومي برجسته‌تر شده و در مقابل برخي تفاوت‌هاي دروني احتمالي آنها کمتر مورد اشاره قرار مي‌گيرند.  از اين لحاظ بين گروه‌هاي قومي تفاوت چنداني مشاهده نمي‌شود ولي حيطه‌هاي مجازي تفاوت‌هايي با يکديگر نشان مي‌دهند.  مثلا در وب سايت‌ها که حيطه‌هايي رسمي‌تر، غيرشخصي‌تر و از ديدي آرماني‌تر به شمار مي‌روند تاکيد بر تماميت گروه مشهودتر از وبلاگ‌ها به‌نظر مي‌رسد.  در هر حال بايد توجه داشت که نوع نگرش تاريخي بر شاخص‌هاي فرهنگي عمده هويت قومي (مثلا ريشه يک زبان يا منشاء يک قوميت) مي‌تواند در آرمان‌هاي مربوط نيز به درجاتي (بعضا بسيار بنيادين) تفاوت ايجاد نمايد.  همچنين تفاوت عملي در شاخصي مانند مذهب (مثلا سني و شيعه بودن) نيز مي‌تواند در آرمان‌هاي اعضاي يک گروه قومي موثر باشد.  لازم به ذکر است که هرجا سخن و نشانه‌اي از قوميت در ميان باشد، در مقايسه با نمونه‌هاي حاکي از تعلقات قومي مواردي که دال بر هويت‌زدايي قومي باشند بسيار اندک‌‌اند.

 

سياست

يکي از بارزترين و مهم‌ترين فعاليت‌هاي اينترنتي گروه‌هاي قومي در راستاي مطالبات و چالش‌هاي سياسي آنها شکل گرفته است که به‌نوعي عموما بر اين مفهوم دلالت دارند که گروه‌هاي قومي خود را به‌مثابه يک اقليت حاشيه‌اي در کشور در نظر مي‌گيرند که اين احساس حاشيه‌اي بودن، محروميت و تبعيض عمدتا به‌صورت چالش با دولت مرکزي و در واقع به‌صورت نوعي زمينه‌سازي براي سازمان‌دهي اينترنتي به تحرکات سياسي مزبور نمايان مي‌شود (ادموندز، 1367؛ اوزکريملي، 1383؛ فکوهي، 1384 الف؛ تايسه، 1999).  در همين راستا اينترنت محل مناسيي براي نمايش برخي تقسيم‌بندي‌هاي دروني مبتني بر ديدگاه‌ها و ايدئولوژي‌هاي سياسي مختلف يا به عبارتي انشعابات و احزاب سياسي مختلف فراهم مي‌سازد که در مواردي در کنار يکديگر و در مواردي نيز در تقابل با يکديگر به نظر مي‌رسند.

 

احساس وابستگي و تعامل درون گروهي به‌صورت فراملي

گروه‌هاي قومي ايراني در فضاي مجازي علاوه بر اين‌که اعضاي يک قوميت‌اند ولي به‌دليل پراکندگي شماري از آنان يک اجتماع فراملي نيز به شمار مي‌روند.  زيرا امروزه شمار بسياري از آنها به‌واسطه مهاجرت، پناهندگي و يا تبعيد در سراسر جهان پراکنده‌اند.  يافته‌هاي اينترنتي حاکي از آنند که عليرغم فواصل جغرافيايي زياد، بسياري از اعضاي گروه‌هاي قومي مورد نظر ما در هر کجاي جهان که به سر برند از پيوندهاي قومي خويش دست برنداشته‌اند و در پرتو امکانات ارتباطي نوين به‌ويژه اينترنت به صورت‌هاي مختلف با اعضاي گروه قومي خويش در ارتباط به سر مي‌برند.

از سوي ديگر مرزهاي سياسي ملي را نيز نمي‌توان به‌عنوان نقاط انقطاع کاملي ميان اعضاي گروه‌هاي قومي ايراني و غيرايراني تابع کشورهاي همسايه در نظر گرفت.  در ميان گروه‌هاي قومي ايراني تعلقات فراملي نسبت به هم‌قومي‌هاي خود در کشورهاي همسايه کاملا مشهود و مورد تاکيد است. احساس وابستگي نسبت به هم‌قومي‌هاي تابع ساير کشورها به شکل‌ها و اندازه‌هاي مختلفي نمود مي‌يابد؛ ممکن است صرفا بر تصور يکپارچگي فرهنگي و يا نوعي احساس نوستالژيک نسبت به تاريخي مشترک اتکاء داشته باشد بي‌آن‌که نافي هويت ملي باشد.  از سوي ديگر ممکن است اين تعلقات تا بدانجا پيش رود که صورتي الحاق‌طلبانه به خود گيرد که اگرچه در ميان گروه‌هاي قومي از اين لحاظ تفاوت‌هايي وجود دارد ولي به‌طور کلي نمونه‌هاي آن کمتر قابل مشاهده‌اند.

در مورد حيطه‌هاي مجازي نيز به‌نظر مي‌رسد كه وب سايت‌ها و وبلاگ‌ها در نمايش وابستگي گروه‌هاي  قومي نسبت به هم‌قومي‌هاي غيرايراني خود از عملکرد کمابيش يکساني برخوردارند.  عمده‌ترين تفاوت ميان وب سايت‌ها و وبلاگ‌ها در اين زمينه اين است که وبلاگ‌ها به لحاظ ماهيت شخصي‌تر خود، بعضا حاوي مباحث و مضامين نوستالژيک‌تر و عاطفي‌تري در اين زمينه‌اند.

 

گروه قومي به لحاظ بيروني: ارتباط ميان گروه‌هاي قومي

ارتباط اينترنتي ميان گروه‌هاي قومي ممکن است هم به‌واسطه مناسبات مستقيم و برخي فعاليت‌هاي مشترک صورت گيرد و هم از طريق بذل توجه و علاقه نسبت‌ به مسائل يکديگر و اقدام به معرفي و نشر آنها.  به‌طور کلي به‌نظر مي‌رسد که به لحاظ آرمان مشترک مي‌توان اين ارتباطات و توجهات ميان قومي را بيشتر نوعي ارتباط معطوف به ائتلاف سياسي تلقي نمود.  به‌نظر مي‌رسد تابعيت ملي در اين توجهات و ارتباطات دخالت داشته باشد بدين معني که در بيشتر مواقع حيطه توجه و بعضا همکاري گروه‌هاي قومي با يک‌ديگر در انطباق با حيطه تابعيت ملي مشترک يعني ايراني بودن آنهاست، و نشانه‌هاي اندکي از توجه يک گروه قومي به اتباع غيرايراني گروه قومي ديگر وجود دارد که اين امر نيز مي‌تواند بر ائتلاف سياسي مبتني بر مطالبات مشترک صحه نهد. به‌طور کلي ضمن اين‌که از اين لحاظ تفاوت‌هايي بين گروه‌هاي قومي مشاهده مي‌شود، ظاهرا وجود شاخص‌هاي فرهنگي مشترک (مثلا زبان) مي‌توانند نقش مهمي در افزايش توجه ميان قومي ايفا نمايند. 

حيطه‌هاي مجازي مختلف نيز از اين نظر با هم متفاوت‌اند.  بدين معني که در سطوحي که قوميت را بيشتر به لحاظ اهداف سياسي مد نظر قرار مي‌دهند و يا به نوعي از رويکردي آرماني‌تر برخوردارند (وب سايت‌ها) تمايل به هم‌سو سازي گروه‌هاي مختلف قومي بيشتر است و به همين دليل در آنها بر مناسبات و همکاري ميان قومي تاکيد بيشتري مي‌شود.  اين در حالي‌است که در وبلاگ‌ها و اتاق‌هاي گفتگو ضمن اين‌که اساسا کمتر به مسائل مربوط به گروه‌هاي قومي ديگر توجه مي‌شود، با ايده‌هاي مختلفي نيز در اين زمينه مواجه مي‌شويم که گاهي حتي بر برخي مناقشات تاريخي گروه‌هاي قومي مزبور با يکديگر نيز اشاراتي دارند.  اين موضوع در نمونه وب سايت‌هاي مطالعه شده مشاهده نشد.

همچنين در وب سايت‌ها مخاطب جهاني عملا بيشتر مورد توجه قرار دارد و در وبلاگ‌ها که عملکردي به مراتب درون گرايانه‌تر دارند چنين تلاشي بسيار به‌ندرت قابل مشاهده است، و اين در حالي‌است که در اتاق‌هاي گفتگو چه به لحاظ کلامي چه به  لحاظ عملي نشانه‌اي از چنين توجهي مشاهده نمي‌شود.

 

ب) گروه هاي قومي و مساله ملي

همان‌گونه که گفته شد بيشترين تجليات مجازي گروه‌هاي قومي به حوزه سياست و چالش با تمرکز دولتي مربوط است و حتي ارتباطات ميان قومي نيز اغلب در همين راستا شکل گرفته‌اند.  در مجموع به‌نظر مي‌رسد که صرف‌نظر از مسائل مربوط به محروميت‌زدايي و حفظ حقوق قومي، مباحث مربوط به فدراليسم قومي به نوعي فراگيرترين موارد مطرح شده در فضاي مجازي به شمار مي‌روند و از اين نظر تفاوت خاصي ميان گروه‌هاي قومي ديده نمي‌شود.

از سوي ديگر در وب سايت‌ها تنوع کمي در قبال مقوله مليت و دولت ملي ديده مي‌شود و آنها عموما بر خودمختاري قوميت در قالب دولتي فدراليستي تاکيد دارند.  وبلاگ‌ها از اين نظر متنوع‌تر بوده و از انواع ديدگاه‌هاي جدايي‌طلبانه تا ديدگاه‌هاي پان‌ايرانيستي را در برمي‌گيرند.

 

شاخص‌هاي هويتي و عملکرد اينترنتي گروه‌هاي قومي

الف) مذهب

مذهب به‌عنوان عاملي انسجام‌بخش، يکي از شاخص‌هاي مهم تعيين‌کننده هويت قومي شناخته مي‌شود و تفاوت مذهبي در جاي خود مي‌تواند به‌عنوان يکي از مرزبندي‌هاي مهم ميان گروه قومي و ديگران، آنان را از يکديگر متمايز سازد.  مطالعه وب سايت‌ها و وبلاگ‌هاي گروه‌هاي قومي مزبور در بسياري از موارد نشانگر آن‌اند که تفاوت مذهبي با مذهب رسمي کشور مي‌تواند به‌عنوان يکي از عوامل مهم در ايجاد احساس ناديده گرفته شدن، مورد کم‌توجهي واقع شدن و به حاشيه رانده شدن در اقليت مذهبي مزبور عمل نمايد و اين امر در حيطه مجازي نيز به روشني متجلي شود.  اين تفاوت مذهبي نه فقط به لحاظ تمايز ميان گروه و افراد خارج از گروه بلکه به‌صورت دروني نيز مي‌تواند در روابط دروني و چگونگي عملکرد مجازي تعيين‌کننده باشد.  مثلا در مورد گروه قومي کرد عملکرد و رويکرد سياسي/اجتماعي مجازي كردهاي کرمانشاهي که شيعه هستند به‌طور قابل توجهي با عملکرد كردهاي سني متفاوت به‌نظر مي‌رسد (درباره قوم کرد نگاه کنيداز جمله به: کندال و ديگران 1370؛ مک داول، 1380؛ حسن پور، 1991).

 

ب) زبان

زبان به‌نوعي بحث برانگيزترين شاخص هويتي مطرح شده در حيطه مجازي قومي به شمار  مي‌رود.  زيرا به لحاظ تنوع بيشتر خود، در مقايسه با مذهب قادر است مرزهاي روشن‌تر و قاطع‌تري را در ميان گروه قومي و ديگران ايجاد نمايد. گروه‌هاي قومي به درجات مختلفي به مقوله زبان به‌منزله يک شاخص هويتي توجه معطوف مي‌دارند.  بيشترين ميزان توجه به زبان در نزد آذري‌ها مشاهده مي‌شود (درباره قوم آذري نگاه کنيد از جمله به: هيئت، 1376؛ جي‏کوب، 1382) و کمترين آن در ميان بلوچ‌ها (در باره بلوج ها و عرب ها از جمله نگاه کنيد به: سلطاني، 1383؛ ملازهي، 1380؛ پورکاظم، 1374؛ قيم، 1384).

از سوي ديگر، وب سايت‌ها و وبلاگ‌ها به لحاظ ميزان تاکيد بر شاخص زبان تفاوت قابل توجهي با يکديگر ندارند، ولي در واقع وب سايت‌ها نقطه نظرات قالبي‌تري در اين زمينه ارائه مي‌دارند.  بدين معني که اولا زبان را عمدتا در تماميت آن در نظر مي‌گيرند و ديگر آن‌که کمتر نشانگر تنوع ديدگاه‌هاي موجود نسبت به آن هستند.  در وبلاگ‌ها هم با سطوح مختلف دروني يک زبان يعني لهجه‌ها و گويش‌ها بيشتر مواجه مي‌شويم و هم با انواع ديدگاه‌هايي که در خصوص زبان و نقش آن در هويت قومي و چالش‌هاي مربوط شکل گرفته‌اند.

 

ج) وطن/ سرزمين مشترک

اين شاخص به‌عنوان يکي از مهم‌ترين شاخص‌هاي تعيين هويت قومي که متضمن مفهوم هم‌زيستي و مجاورت بر يک عرصه جغرافيايي خاص است در نظر گرفته مي‌شود.  در صورتي‌که با توجه به شمار فراوان پراکندگي‌ها و مهاجرت‌هاي قومي در حال حاضر سخن گفتن از آن همچون گذشته آسان نيست.  به‌طور کلي مي‌توان چنين اظهار نمود که مقوله وطن اهميت پيشين خود را در مباحث قومي به هيچ روي از دست نداده و کاملا مورد تاکيد قرار مي‌گيرد.

 

 

 

نتيجه گيري

يافته‌هاي اينترنتي ما حاکي از آن‌اند که در گستره بي‌حدومرز مجازي و در زمينه جهاني‌شدن، مرزهاي هويت قومي نه فقط از ميان نرفته‌اند بلکه امکان تجلي بسيار بيشتري يافته‌اند زيرا اينترنت عرصه‌اي است که انواع هويت‌هاي خرد را از سکوت و انزوا بيرون کشيده و به آنها مجال هرچه بيشتر شناخته شدن و شناختن را مي‌دهد.  ظاهرا در حال حاضر مفهوم قوميت به‌طور عام در چالشي دوجانبه، از يک سو با مليت و از سوي ديگر با جهاني‌شدن قرار گرفته است که هر يک به شکلي بر مرزهاي هويتي آن خدشه وارد ساخته‌اند.  اين در حالي است که مليت نيز به خودي خود در چالش با جهاني‌شدن قرار گرفته است.  با اين همه نمي‌توان از تاثيرات هر دو پديده مزبور بر قوميت نيز غافل بود و آن را به‌مثابه موجوديتي بلاتغيير در نظر گرفت.

اگر تمايزي ميان تجليات سياسي، اجتماعي، فرهنگي گروه‌هاي قومي و تجليات صرفا فرهنگي آنان قائل شويم، در واقع چنين به‌نظر مي‌رسد که دست‌کم از نظر سياسي بيشترين تلاش‌ها براي نمايش، حفظ و استمرار بخشيدن به هويت قومي در سطوحي صورت مي‌گيرد که نخست درباره مفهوم هويت قومي خود از ذهنيتي ساختار يافته‌تر برخوردارند، امکان بيان آزادانه‌تري در اين خصوص دارند و در عين حال تلاش در اين راستا را به دلايل مختلف ضروري و موجه مي‌دانند.  البته اين افراد لزوما صاحب‌نظران و فعالان سياسي نيستند هرچند از نظرات آنان متاثر گشته باشند.

در مجموع کمابيش با دو گونه از تجليات مجازي براي گروه‌هاي قومي مواجهيم که عليرغم همپوشاني نسبي بر يکديگر، يکي را بيشتر مي‌‌توان الگويي ناميد و ديگري بيشتر عملي به شمار مي‌رود.  در مقايسه با وب سايت‌ها، سطوح به‌مراتب شخصي‌تري همچون وبلاگ‌ها و به‌ويژه اتاق‌هاي گفتگو بيشتر به لحاظ عملي قابل توجهند تا به لحاظ الگويي.

مطابق با رويکرد نظري اين نوشته اينترنت به منزله فضايي از درون متناقض در متن جهاني‌شدن به انواع خاص‌گرايي‌هاي فرهنگي مجال رشد و شکوفايي مي‌دهد.  از يک نگاه کلي گروه‌هاي قومي در اينترنت به‌منزله موجوديتي منسجم و يکپارچه نمايان مي‌شوند، اما در نگاهي دقيق‌تر مي‌توان با برخي تفاوت‌ها و مرزبندي‌هاي دروني آنها به لحاظ فرهنگي، سياسي و غيره مواجه شد که برخي از آنها در اينترنت و همچنين به ياري اينترنت تجلي بيشتري مي‌يابند.

در واقع معرفي و برجسته‌سازي انواع ديدگاه‌هاي موجود در درون يک گروه قومي  به‌طور بالقوه اين موقعيت را فراهم ساخته است تا اعضاي گروه بيش از پيش با گزينه‌هاي احتمالي گوناگون آشنا شوند و بنابراين بيش از پيش از ميان گزينه‌هاي مزبور دست به انتخاب بزنند.  شواهد اينترنتي حاکي از آن‌اند که اکنون از راه اينترنت کمابيش به سادگي مي‌توان دست‌کم به عضويت مجازي گروه‌بندي‌هاي مختلفي در همه زمينه‌هاي فرهنگي،اجتماعي،سياسي و غيره درآمد که برخي از آنها پايگاه‌هايي در جهان بيروني دارند. منطقا هرچه مخاطبين و هواداران يک گروه فرضي افزايش يابند مرزبندي‌هاي مربوط بيشتر تقويت خواهند شد، ولي مشخص است که تمامي آنها به ايجاد انشعاب جدي در گروه قومي نمي‌انجامند.  بدون آن‌که قصد هر گونه بزرگ‌نمايي در ميان باشد به جرات مي‌توان ادعا نمود که هرگاه تاکيدي بر معرفي و تقويت قوميت به‌واسطه اينترنت ديده مي‌شود، مي‌توان به نوعي با دسته‌بندي‌هايي نيز مواجه شد که بر مبناي رويکردهاي قومي مختلفي شکل گرفته‌اند.  برخي از انشعابات به‌واسطه آرمان کلي خود که بر يکپارچگي، اعتلاء و احتمالا خودمختاري گروه قومي متمرکز است، به‌طور بالقوه قادر به اتحاد با يکديگر هستند و تناقض چنداني با يکديگر ندارند.  از اين منظر تجلي افزون‌تر و رشد هر يک از اين انشعابات در اينترنت نقش چنداني در تضعيف تماميت گروه قومي ندارد، ولي تمامي انشعابات قادر به همزيستي با يکديگر نيستند و ممکن است عليرغم تعلقات قومي از اهداف و مسيرهاي متناقضي برخوردار باشند.  اين در حالي‌است که نشانه‌هايي از جريانات هويت‌زداي قومي نيز قابل مشاهده است.  در هر حال، اين دسته‌بندي‌ها لزوما بار سياسي ندارند و ممکن است تنها صورتي فرهنگي داشته باشند.  لازم به يادآوري است که به لحاظ شبکه‌مند بودن فضاي مجازي به سادگي امکان انواع عضويت‌هاي متداخل وجود دارد و اين مساله به نوعي در مورد گروه‌هاي قومي نيز مشاهده مي‌شود.  در واقع تداخل تقسيم‌بندي‌هاي دروني يک گروه قومي و تماس‌ها و موقعيت‌هاي بيروني آن در جهان شبکه‌اي مجازي نيز ممکن است قادر به ايجاد هويت‌هايي نسبتا متفاوت با آن‌چه از گروه قومي مي‌شناسيم باشند.

در يک جمع‌بندي کلي مي‌توان گفت که در حال حاضر عليرغم برخي مرزبندي‌ها و دسته‌بندي‌هاي سياسي، اجتماعي،  فرهنگي و تاريخي موجود در درون گروه‌هاي قومي، مقوله هويت قومي بيشتر در قالب انواع کوشش‌ها براي تقويت موجوديت گروه قومي و حفظ مرزبندي بيروني گروه با ديگران نمودار مي‌شود و چالش‌ها و مناقشات دروني کمتر قابل مشاهده‌اند.  با توجه به تازگي نسبي پديده اينترنت در کشور ما به‌نوعي هنوز مي‌توان قوميت‌هاي ايراني را در ابتداي مسير ارتياطات مجازي خود در نظر گرفت.  به نظر مي‌رسد که با گسترده‌تر شدن حضور و استفاده اعضاي گروه‌هاي قومي از اينترنت ممکن است هم‌زمان با رشد فعاليت‌‌‌هاي قوم‌گرايانه‌اي که در حال حاضر نيز صورتي غالب دارند، هريک از انواع رويکردهاي خنثي، هويت‌زدا و ضدقومي و يا صورت‌هاي تلفيقي قوميت نيز به‌تدريج گسترش يابند.  از اين ديد شايد با افزايش ميزان مخاطب و افزايش امکان انتخاب و دسترسي به گزينه‌هاي گوناگون لزوما تصوير کنوني قوميت بارزترين صورت تجلي آن در اينترنت نباشد.  بنابراين مي‌توان گفت که هرچند اينترنت مي‌تواند در تقويت هويت قومي در مفهوم کلي آن کاملا موثر و مثمرثمر باشد، ولي به‌واسطه پتانسيل غيرقابل انکار آن در تقويت انواع خاص‌گرايي‌ها همچنين ممکن است در طول زمان به رشد برخي انشعابات کوچک و گسترش رويکردهاي متنوع‌تري بينجامد.  مطالعات بعدي در اين زمينه ميزان و جهت حرکت فعاليت‌هاي قومي اينترنتي را نشان خواهند داد.  در هر صورت اين پرسش نيز ناگزير مطرح مي‌شود که اساسا اين امر تا چه اندازه بر هويت‌هاي واقعي افراد تاثيرگذار است و يا بر آنها منطبق است؟ اين موضوع نيز بايد به‌شكل تطبيقي در درون و خارج از حوزه اينترنت مطالعه شود.  

 
Copyright © 2008 Global Media Journal , University Of Tehran All Rights Reserved.