مقدمه
در جامعه مدرن تعامل ميان افراد در بسترهاي تخصصي، پيچيده، برنامه ريزي شده و با قصد و هدف صورت ميگيرد. با توجه به تقسيم کار و تخصص، عرصه هاي متعددي براي ايجاد تعامل در جامعه پديدار مي شود. يکي از اين عرصه ها، انتخابات سياسي است که در آن کانديداها با انجام تبليغات به جلب توجه و نظر شهروندان مي پردازند. اين تعامل يک طرفه نيست زيرا شهروندان در روز راي گيري با ريختن آراء خود به صندوقها، پاسخ پيامهاي تبليغاتي کانديداها را مي دهند و آنها را بر سرير قدرت نشانده يا از آن دور مي کنند. بنابراين تبليغات سياسي يکي از عرصه هايي است که مي توان در آن ارزش ها و هنجارهاي غالب در کنش هاي سياسي و طرق برقراري ارتباط ميان سياست مداران و شهروندان را مطالعه و تحليل کرد. انتخابات شوراهاي شهر از جمله انتخاباتي است که در کشور براي تعيين اعضاي شوراي شهر برگزار مي شود و در جريان زمان انتخابات پيامهاي سياسي متعدد و متنوعي از سوي کانديداها براي جلب نظر و تحت تاثير قراردادن شهروندان ارسال مي شود.
در مقاله حاضر با توجه به داده هاي گردآوري شده از تبليغات سومين دوره انتخابات شوراي اسلامي شهر تهران، مهمترين يافته ها در مورد ويژگي هاي کانديداها، پيامها و ابزارهاي مورد استفاده آنها بيان شده است. در مقاله حاضر پس از بيان چارچوب نظري، روش شناسي کار، خصوصيات جامعه آماري و نحوه نمونه گيري توضيح داده شده است. مهمترين يافته هاي پژوهش در بخش بعدي مقاله آمده است و در انتها نيز نتيجه گيري بيان شده است.
چارچوب نظري
تبليغ از ريشه لاتين propagare گرفته شده و به معني شناساندن، پخش کردن و منتشر کردن و در اصطلاح فنون و روشهاي تاثيرگذاري و کنترل طرزتلقي ها، عقايد و رفتار انسانها را از طريق کاربرد کلمات و نمادهايي چند مي رساند. مراد از تبليغات، روشها و فنون تاثيرگذاردن يا نظارت بر عقايد، رفتار و نگرش انسانها با استفاده از کلمات و يا نمادهاي ديگر است و يا احکام و تاثرات ناشي از استفاده از اين گونه روش ها و فنون و همچنين کردارها و اعمالي که، به مدد رواجشان در جامعه از نظر هدف و کارکرد اساسا جنبه تبليغاتي دارند (گولد و کولب، 1376: 213). تبليغات را به عنوان وجه مشخصه تمدن معاصر، مي توان "فني علمي دانست که هدف از آن، هم به جهت تاثير مستمر و هم نظر به استفاده عقلاني و مبتني بر روش از بعضي وسايل، فراهم ساختن موجبات پيوستن توده ها به يک فکر، يا يک آيين، بدست آوردن حمايت عقيدتي آنان و حتي برانگيختن آنان به انجام عملي معين است"(بيرو، 1370: 307). از سوي ديگر، مدلها و الگوهاي ارتباطات انساني به سه شکل قابل تفکيک اند. الگوي خطي ارتباط، که ديدگاهي يک سويه از ارتباطات را منعکس مي کند و اين نوع ارتباط به دليل عدم دريافت پاسخ از سوي گيرنده پيام محدود است. الگوي تعاملي ارتباط، که در آن پيام به رمز تبديل و به دريافت کننده ارسال مي شود و دريافت کننده آن را (مانند الگوي خطي) رمزگشايي مي کند، اما سپس بازخورد را نيز به رمز تبديل و آن را مجددا به منبع بر مي گرداند و منبع سپس پيام بازخورد را رمزگشايي مي کند و بنابراين فرآيندي دوسويه ايجاد مي شود. اما سومين نوع، الگوي تبادلي ارتباطات، است که مطابق آن منبع و دريافت کننده در سراسر فعاليت ارتباطي نقش هاي قابل مبادله اي ايفاء مي کنند (برکو و ديگران، 1378).
کار کلاسيک لاسول، فنون تبليغات در جنگ جهاني، يکي از نخستين مطالعات دقيق در تعريف تبليغات بود. مطابق تعريف او" تبليغات، منحصرا به کنترل عقيده با نمادهاي مهم، يا اگر بخواهيم ملموس تر ولي با دقت کمتر سخن بگوييم، با گزارش ها، شايعه ها، تصاوير و ديگر اشکال ارتباط اجتماعي" اشاره دارد لاسول چند سال بعد تعريف متفاوت تري را ارائه داد. تبليغات در کلي ترين معني، فن اثرگذاري بر عمل انساني از راه دستکاري نمودگارهاست . اين نمودگارها ممکن است شکل گفتاري، نوشتاري، تصويري و يا موسقيايي بگيرند (لاسول، 1937:1927 به نقل از سورين و تانکارد، 1384: 148). هردو تعريف لاسول، بيشتر آگهي ها و "اقناع" را شامل مي شود. روانشناسي به نام راجر براون ، با ايجاد تمايز بين تبليغات و اقناع، گامي در جهت حل مشکل برداشت و اقناع را تحت عنوان دستکاري نماد به منظور ايجاد عمل در ديگران تعريف کرد. وي سپس يادآوري کرد هنگامي که قضاوت شخصي اين باشد که عملي که هدف تلاش اقناعي است، به نفع اقناعگر است، ولي کاملا به نفع اقناع شونده نيست، تلاش هاي اقناعي تبليغات ناميده مي شود. پس آن طور که لاسول و براون تعريف کرده اند، تبليغات بخش زيادي از آگهي ها (که در آنها هدف، خير گيرنده نيست، بلکه فروش بيشتر براي آگهي دهنده است)، قسمت زيادي از پيکارهاي تبليغي سياسي (که در آنها هدف سود گيرنده نيست و انتخاب نامزد هدف است) و بيشتر موارد روابط عمومي (که در آن هدف سود گيرنده نيست، بلکه تصوير مطلوب از يک شرکت است) را در بر خواهد گرفت (سورين و تانکارد، 1384: 149).
تبليغات و رقابت هاي انتخاباتي
تبليغات واسطه اي است که رابطه ميان کانديداها و شهروندان را برقرار مي سازد. کانديداها براي کسب پيروزي به «رقابت هاي انتخاباتي» مي پردازند. در جريان رقابت ها از جمله ابزارهايي که مورد استفاده کانديداها قرار مي گيرد، «تبليغات» است. تبليغات از مهمترين عواملي است که سبب شکل گيري افکار عمومي پيرامون يک موضوع مي شود. تبليغات مي تواند در جهت دهي مثبت و منفي افکار عمومي موثر واقع شود. با گسترش امکانات ارتباطي و هزينه ساختن مبالغ قابل توجه از سوي کانديداها و گروههاي پشتيبان آنها، «تبليغات بدل به يکي از ابزارهاي مسلط ارتباطي کانديدها در رقابت هاي انتخاباتي شده است» (وست، 1994: 789). در فصل انتخابات، شهروندان با تبليغات بسيار که ميليون ها تومان براي آنها هزينه شده است، مورد بمباران قرار مي گيرند. به دليل ضعف ساختار هاي حزبي و نبود قوانين کافي ميزان هزينه اي که در کشور ما صرف تبليغات مي شود، مشخص نيست. در کشورهايي که سابقه دمکراسي و انتخابات در آنها بيشتر است براي ممانعت از پيروزي ثروتمندان در انتخابات سقف معيني براي هزينه هاي انتخاباتي وجود دارد. براي نمونه در انگلستان «مبالغي که نامزدهاي مجلس مي توانند در انتخابات هزينه کنند، سقف معيني دارد تا پول خرج کردن اضافي در تبليغات، نتواند موجب تفوق ثروتمندان در جنگ تبليغاتي شود» (امين، 1378: 55). با اين وجود در دنياي امروز تصور رقابت بدون تبليغات سياسي تقريبا ناممکن است. اما همان گونه که وست (1994) متذکر مي شود، دو پرسش اصلي در باره تبليغات وجود دارد. اينها عبارتند از:
- تا چه اندازه تبليغات بر مشاهده کنندگان آنها تاثير دارد؟
- آيا تبليغات سالم هستند و از منظر اخلاقي مشروعيت دارند؟
به عبارت ديگر تا چه اندازه تبليغات انتخاباتي براي تغيير ارزيابي هاي عمومي توانايي دارد و تا چه اندازه راستگويي و صداقت در تبليغات وجود دارند؟ اينها پرسش هايي هستند که پاسخ به آنها نيازمند مطالعات دقيق و جدي است . اهميت مساله از اين واقعيت ناشي مي شود که بر اساس انتخابات، مقامات عمومي انتخاب مي شوند که تصميمات آنها بر زندگي شهروندان تاثيرات زيادي دارد. براي نمونه ممکن است در تبليغات صورت گرفته براي کانديداها اطلاعات نادرستي به شهروندان منتقل شده باشد و آنها بر اساس اطلاعات مذکور، کانديداهايي ناشايست را براي مقامات عمومي انتخاب کنند. آنها ممکن است افرادي باشند که به جاي مصالح و منافع عمومي، به منافع شخصي و گروهي محدود بيانديشند و از اموال و امکانات عمومي استفاده ناصحيح بنمايند. با اين وجود ميزان تاثير تبليغات بر ادراکات و ارزيابي هاي عمومي در رقابت هاي انتخاباتي مساله اي است که نمي توان به آن پاسخ دقيقي داد. ممکن است اين تاثير محدود باشد يا آن که پيامدهاي جدي داشته باشد (پيج و شاپيرو، 1991). در يک مطالعه داخلي در تحقيق آزاد ارمکي (1375: 45) در باره ميزان اثر گذاري تبليغات سياسي بر رفتار انتخاباتي شهروندان تهران در انتخابات پنجمين دوره مجلس شوراي اسلامي، تاثير تبليغات تاييد شده است. يافته هاي تحقيق نشان داد که تبليغات عامل مثبت و موثري در امر آشنايي و ايجاد نگرش خوش بينانه و حضور فعال در انتخابات بوده است. هر چند آزاد ارمکي متذکر مي شود که «افزايش حجم تبليغات موجب آشنا کردن مردم با افراد و گروههاي شرکت کننده و دلايل شرکت آنها در انتخابات شده است، اما تاثير چنداني در تغيير نظر آنها نسبت به گروه يا افراد منتخب نداشته است. صلاحيت داوطلبان اعم از آنکه نامزد منفرد باشند يا وابسته به گروهي خاص، از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است».
در زمينه تبليغات و نقش آن بر رفتار انتخاباتي ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد. يک ديدگاه متعلق به برجسته سازي، در امر تبليغ مي باشد به گونه اي که يک سرقدرت برجسته سازي به خود رسانه و يک سر آن به مراکز قدرت سياسي و اقتصادي خارج از رسانه مربوط مي شود. اول رسانه پرقدرت و مرکز پرقدرت. در اين وضع اگر اين دو هم جهت شوند (مثل يک مقام سياسي پر قدرت که رابطه خوبي با مطبوعات دارد) مي توانند تاثير زيادي بر افکار عمومي بگذارند. حالت دوم مرکز پرقدرت و رسانه کم قدرت است. در اين حال احتمالا مرکز قدرت رسانه را جذب مي کند و براي مقاصد خود به خدمت مي گيرد. اين مورد مثلا زماني ديده مي شود که سياستمداري پر قدرت بخشي از زمان پخش راديويي و تلويزيوني را به نوعي خريداري يا در اختيار مي گيرد. حالت سوم رابطه رسانه پر قدرت با مرکز کم قدرت است. در چنين وضعي است که بيشترين مسئوليت برجسته سازي متوجه رسانه ها مي شود. سرانجام در حالت چهارم مي توان رابطه رسانه کم قدرت و مرکز کم قدرت را مفروض گرفت. در اين وضعيت افکار عمومي بيشتر تحت تاثير جريان طبيعي رويدادهاست و رسانه ها و مراکز قدرت تاثير چنداني بر آن ندارند ( ليتل جان، 1996 به نقل از دهقان، 1378).
نقطه مقابل فرضيه برجسته سازي، ديدگاهي است که استفاده و خشنودي خوانده شده است. در حالي که نظريه هاي جامعه انبوه و برجسته سازي فرستنده محور و مبتني بر نظريه رفتارگراي اسکينري است و در آن مخاطب به عنوان گيرنده منفعل پيام ديده مي شود که پيام را دريافت مي کند و نسبت به آن واکنشي نشان نمي دهد يا واکنشي با تاخير و فاقد اثر است. نظريه استفاده و خشنودي، گيرنده محور و مبتني بر روانشناسي شناختي است و پيام گيران عناصري فعال و گزينشگر به حساب مي آيند و مخاطب در حکم آفريننده و سهيم در معنابخشي و معناسازي به حساب مي آيد (دهقان، 1378، 10).
در برخي از نظريه هاي ارتباطي کوشش شده است که عناصر فرستنده (ارتباط گر و يا سازمان ارتباطي) و مخاطب با هم و با توجه به محيط اجتماعي که اين دو عنصر در آن قرار گرفته اند مورد مطاله و تعامل عناصر در اين محيط اجتماعي مورد تاکيد قرار گيرد. از جمله اين نوع نظريه ها که مي توان آنها را نظريه هاي ترکيبي ناميد يکي الگوي نظري ملوين دي فور و ساندرا بال روکيج موسوم به نظريه يکپارچه آثار رسانه ها و ديگري نظريه روانشناختي اجتماعي رسانه هاي جمعي از گرهارد مالتزکه محقق آلماني است (همان، 12).
وست (1994) از عواملي نام مي برد که در مبارزات انتخاباتي براي پيروزي اهميت دارند. نخست، «مطلوبيت » يکي از عوامل موثري است که براي راي دادن اهميت دارد. شهروندان اغلب از کانديداهايي حمايت مي کنند که دوستشان دارند و با آنهايي مخالفند که دوستشان ندارند. . . . پس هر چيزي که به مطلوبيت کانديدا بيفزايد، احتمال انتخاب شدن او را نيز افزايش مي دهد. کانديداها توجه زيادي را صرف نمايش خود به شيوه هايي که آنها را دوست داشتني نشان دهد، مي کنند. با توجه به جامعه مخاطب ممکن است اين نمايش ها تفاوت يابد. براي نمونه براي جلب نظر جمعيت راي دهنده مذهبي در کشور ما، لازم است تا کانديدا تصويري که او را فردي مقيد به شرع نشان دهد مانند داشتن ريش يا ته ريش، يقه بسته و حتي داشتن انگشتر و استفاده از نمادهاي مذهبي مانند آيات قرآني و احاديث داشته باشد. همچنين است زماني که کانديدا مي خواهد نظر جمعيت راي دهنده مدرن و متمايل به ارزش هاي غربي را جلب کند. در اين صورت تصوير چهره اي اصلاح شده، استفاده از کراوات و بهره گيري از شعارهاي مدرن مانند حقوق مردم و آزادي بر پوسترها و بنرهاي تبليغاتي خواهد نشست.
دومين عامل مهم در هنگام مبارزات انتخاباتي «توانايي انتخاب شدن » است. توانايي انتخاب شدن به ادراکات شهروندان از احتمال موفقيت يک کانديدا براي پيروزي اشاره دارد. رقيباني که براي انتخاب شدن توانا به نظر برسند، شانس بهتري براي کسب موفقيت دارند. از آن جايي که بسياري از شهروندان نمي خواهند راي خود را براي گزينه هاي بي اميد تلف کنند، اين تصورات مي توانند حمايت راي دهندگان را به سبب تمايل شناخته شده شهروندان به حمايت از برندگان، افزايش دهد. اشاره کانديداها به سوابق و تجربيات خود در تبليغات و يا اشاره به گروههاي حامي و انتساب به مقامات صاحب قدرت از نشانه هاي اين عامل در تبليغات کانديداها ست.
هواري، ناکاري و فتح ا. . . در پژوهش آزمايشي خويش، خبرگي (بالا، پايين و بدون اطلاع) و جذابيت ظاهري منبع (عکس با جذابيت بالا و يا بدون عکس) در آن متفاوت بود، نتايج نشان داد که توافق با پيام در منبع جذاب از لحاظ ظاهري بيشتر از منابع فاقد جذابيت و يا منابع بدون تصوير بود (سورين و تانکارد، 1384، 248). در تحقيقي ديگر توسط ويس و هاولند، تخصص و اعتماد پذيري در تاثير گذاري بر مخاطب موثر تشخيص داده شد. وايت هد، چهار عامل غالب را شناسايي نمود که عبارتند از: اعتماد پذيري، تخصص يا صلاحيت، پويايي و عينيت. نتايج اين پژوهش نشان داد که پيشنهادهاي هاولند و ويس مشابه است که در آن اعتماد پذيري نشان داده شده بعد مهمي است همچنين تخصص گرايي يا بعد صلاحيت نيز با بعد خبرگي از نظر هاولند و ويس مشابه است، هرچند اين بعد بيشتر به شيوه ارائه تا شناخت واقعي شخص مربوط مي شود. در هر حال مطابق تحليل وايت هد اعتبار منبع پيچيده تر از آن بعد است، ضمن اينکه پويايي و عينيت از اجزاي مهم تلقي مي شوند (همان، 249).
اندرسون در سال 1971 بنيان نظري تفکر درباره اعتبار منبع و اجزاي آن را فراهم نمود به نظر اندرسون اعتبار منبع را مي توان به عنوان "وزنه اي" تصور کرد که ارزش اطلاعات را در يک پيام بيشتر مي کند. ويژگي هاي مختلف منبع، وزن را معين مي کند. اندرسون مي گويد که پايگاه، اعتماد پذيري و تخصص منبع همگي بر اين وزن تاثير مي گذارند. همچنين اندرسون از طريق فرآيندي که از طريق آن عوامل گوناگون ممکن است در تعيين اين وزن ترکيب شوند، تعمق مي کند. او مي گويد که بهترين فرضيه مي تواند مدل ضرب شونده باشد. يعني ارزش هاي ابعاد مختلف اعتبار منبع صرفا جمع نمي شوند، بلکه در يکديگر ضرب مي شوند. اين امر مي تواند به تبيين مهارت خاص در ارتباط که به آن گاهي نام کاريزما داده شده است کمک کند. شايد يک ارتباط گر داراي کاريزما، نمره خيلي زيادي در تمامي يا تقريبا تمام ابعاد اعتبار منبع داشته باشد و اين نمره ها با هم ترکيب شوند تا ضرب آنها در هم به يک "وزن يا اهميت نهايي" برسد (همان، 249).
مطالعات نشان مي دهد که سواي نقش رسانه ها در تاثيرگذاري بر راي کانديداها، گروهها مخصوصا گروههاي اوليه مانند خانواده، نقش تاثير گذاري بر رفتار انتخاباتي افراد بازي مي کند. علاوه بر اين، افراد به خاطر جنس، سن، نژاد، شغل، مذهب و معيارهاي ديگر به گروههاي بزرگتر خاصي نيز تعلق دارند. در اين نوع گروههاي بزرگتر نيز افراد ميل دارند مثل هم راي دهند (همان، 294).
بنابر اين تبليغات ابزاري است که فرصت نمايش و ارائه چهره مطلوب را براي کانديداها فراهم مي کند. يکي از پرسش هاي مهم در اين خصوص پيامهايي است که تبليغات براي تحت تاثير قرار دادن ادراکات راي دهندگان عرضه مي کنند. به عبارت ديگر در جريان انتخابات، ارتباطاتي ميان کانديداها و راي دهندگان برقرار مي شود. براي تبيين اين ارتباط مي توان از عبارت معروف هرولد لاسول (1948) استفاده کرد که ارتباطات را جستجوي پاسخي به اين پرسش مي داند: «چه کسي، چه چيزي را، در کدام کانال، به چه کسي، با چه تاثيري مي گويد؟». اين تعريف در خود چهار عنصري که در هر «مدل ارتباطي» وجود دارد را بازمي شناسد، يعني «مبنع پيام»، خود «پيام»، «کانال» يا واسطه اي که به وسيله آن پيام انتقال مي يابد و «گيرنده پيام». عامل پنجمي که مي توان به اين مدل افزود، «بازخورد» يا «واکنش» يا «پاسخ» دريافت کننده پيام مي باشد.
بنابراين در تحليل انتخابات شوراي شهر تهران مي توان از چهارچوب لاسول بهره گرفت. در تحقيق حاضر منبع پيام، کانديداهاي سومين دوره انتخابات شوراي اسلامي شهر تهران هستند. پيام آنها، تصاوير، شعارها و پيشنهادهايي است که مطرح کرده اند. کانال آنها تبليغاتي است که در فضاهاي عمومي شهر نصب يا توزيع کرده اند. گيرنده پيام يا مخاطب، راي دهندگان تهراني هستند. پاسخ يا بازخورد نيز ميزان آرايي است که راي دهندگان به کانديداها داده اند.
شکل زير مدل مطالعه حاضر را نشان مي دهد:
شکل شماره 1 : مدل نظري مطالعهروش شناسي
در اين قسمت عمليات انجام شده در خصوص روش کار، متغيرها، جامعه آماري، نمونه گيري، تعاريف عملياتي متغيرها، تيم تحقيق، و منطقه جغرافيايي جمع آوري دادهها تشريح مي شود. از آنجا كه تبليغات کانديداهاي شوراي شهر تهران در دو قالب فردي (كانديدا به طور مستقل) و جمعي (احزاب سياسي، ائتلافها و گروهها) انجام شده است در تمامي مراحل اين مسئله مد نظر بوده و جمع آوري داده ها نيز به همين شكل دسته بندي شده است. با توجه به هدف تحقيق که مطالعه شيوه هاي تبليغ کانديداها در انتخابات سومين دوره شوراي اسلامي شهر تهران بود، واحد جمع آوري اطلاعات، اقلام تبليغاتي نوشتاري و تصويري کانديداها تعيين شد. اين اقلام گستره وسيعي از پوسترها، تراکت ها و انواع استفاده از کاغذ براي تبليغ را شامل مي شد. واحد تحليل اطلاعات نيز اقلام تبليغي تعيين شد و بر اساس کدهاي تعيين شده شامل مواردي مانند نحوه پوشش، نحوه آرايش، شعارها، سمبل ها و . . . پرداخته مي شود. جامعه آماري: جامعه آماري تحقيق، اقلام تبليغاتي تمامي1200 نفر كانديدهاي سومين دوره انتخابات شوراي شهر تهران بود. با اين وجود مطالعات نشان مي دهد که تمامي کانديداها اقدام به تبليغات نکرده بودند و بنابراين جزء جامعه آماري نبوده و در نمونه گيري نيز نيامده اند. نمونه آماري و روش نمونه گيري: نمونة آماري حدود يك سوم جامعه آماري را در بر ميگيرد. نمونة آماري تحقيق اقلام تبليغاتي 444 نفر كانديدا (در قالب فردي) و 36 حزب و ائتلاف و گروه (در قالب جمعي) بود. اين حجم نمونه با توجه به فرصت كوتاه تبليغات کانديداها در فاصله دو روز مانده به زمان انتخابات جمع آوري شد. براي انتخاب نمونه آماري با استفاده از نقشه شهر تهران مناطقي كه تجمع شهروندان بيشتر است مانند ميادين مهم شناسايي شد. اهميت اين مناطق براي تحقيق حاضر در آن است که به دليل فزوني و رفت و آمد جمعيت، گره هاي تبليغات انتخاباتي در آنجا شكل مي گيرد و حجم عمده اي از فعاليت و تلاش هاي تبليغي در آنها متمرکز مي شود. اين مناطق انتخاب و دسته بندي شده و در آنها مسير حركت پرسشگر تعيين شد. روش نمونه گيري غير تصادفي بود و بر اساس در دسترس بودن ابزار تبليغاتي و ستادهاي انتخاباتي در مسير حركت پرسشگران و مناطقي كه تحت عنوان مناطق گره تبليغاتي از آن ياد شد، 15 منطقه شهر تهران توسط 20 نفر جمع آوري كننده داده مورد كاوش قرار گرفت. متغيرها متغيرها به دو دسته تبليغات فردي و تبليغات جمعي تقسيم شدند که به شرح ذيل می باشند.
تحصيلات، به صورت متغير رتبه اي دسته بندي شده است و به ترتيب از كمترين به بيشترين شامل: زير ديپلم، ديپلم، فوق ديپلم، ليسانس، فوق ليسانس و دكتري بوده است. از آنجائيكه بسياري از كانديداها تحصيلات خود را در اقلام تبليغاتي بيان نكرده بودند كمترين ارزش براي آيتم «ذكر نشده» در نظر گرفته شد.
حالت چهره، حالت چهره به سه دستة (تبسم يا لبخند، خنده به صورتي كه دندانهاي فرد نمايان باشد و جدي يعني بدون لبخند و يا خنده) تقسيم شد. (ابزار تبليغ بدون عکس، در اين متغير و ساير متغيرهاي مشابه در محاسبه نيامده است)
آرايش مرد، وضعيت ظاهر صورت آقايان ملاك گرفته شده ، كه در هر عكس حتي به صورت سياه و سفيد قابل تشخيص بود و به شش دسته تقسيم بندي شد كه عبارتند از سه تيغ، ته ريش، ريش(حد متوسط يا معمولي)، ريش بلند، فقط سبيل و پروفسوري
پوشش مرد، در اين متغير وضعيت لباس كانديداهاي مرد مد نظر است. پوشش آقايان به پنج دسته تقسيم شد:1- كت و شلوار 2- تيپ اسپرت: شامل تمامي پوشش هاي بلوز و شلوار، پيراهن و شلوار ، كاپشن شلوار و لباسهاي ورزشي3- روحاني: شامل انواع لباس روحانيت (عبا، عمامه، قبا) 4- نظامي: شامل لباسهاي نظامي و لباسهاي خلباني5- ساير موارد.
آرايش زنان، وضعيت چهرة خانمها بسته به نوع آرايش مد نظر بوده،( جراحي هاي زيبايي در نواحي مختلف بيني زير چشم زير ابرو و دور لب و گونه مد نظر نبوده است) و به سه دسته تقسيم شد:
1- ساده: بدون استفاده از مواد آرايشي؛2- معمولي: شامل آرايش كمرنگ در حد براق كردن صورت، آرايش كمرنگ در ناحيه لب و چشم؛3- غليظ: شامل آرايش كامل صورت در ناحيه چشم، گونه، ابرو و لب، براق كردن پوست، صاف كردن پوست به همراه گريم.
پوشش زنان، در اين متغير وضعيت لباس كانديداهاي زن مد نظر است. اين متغير به سه دسته تقسيم شده است: 1- چادر: پوشش سياهرنگي كه از سر تا پا اندام خانمها را پوشش دهد شامل انواع چادر معمولي، چادر ايراني(ملي) و چادر عربي؛2- مانتو مقنعه: شامل انواع مانتوهاي بلند و كوتاه كه با پوشش مقنعه كامل شده باشد؛3- مانتو روسري: شامل انواع مانتوهاي كوتاه و بلند كه با پوشش روسري به هر شكلي(شال، روسري با گره بسته شده، روسري با گيره بسته شده ، روسري يكرنگ و روسري طرح دار) كامل شده باشد.
ابزار تبليغ ، شامل تمامي ابزارهاي تبليغاتي مي شود كه به شكلهاي مختلف و با اهداف مختلف تهيه شده باشند. مانند:كارت، پوستر، بروشور، پلاكارت، تراكت و سي دي. جنس تبليغ، انواع تبليغات از جنس متفاوتي برخوردارند به طوري كه مثلا ابزار تبليغ كارت ممكن است در قطع كارت و در ورقه كاغذ معمولي، روغني يا مقوا تهيه شده باشد. لذا اين متغير جنس هر تبليغ را نشان ميدهد كه شامل تمامي انواع : مقوا، كاغذ عادي، كاغذ گلاسه، سلفون و پارچه مي شود.
رنگ تبليغ، پوسترها، كارتها، بروشورها و تراكتها در رنگهاي مختلفي به چاپ رسيدهاند. اين متغير شامل رنگ اين ابزارهاي تبليغ به چهار دسته تقسيم شده است:1- رنگي: شامل سه رنگ و بالاتر؛2- سياه وسفيد؛3- تك رنگ: شامل ابزاري كه مانند سياه وسفيد از تركيب يك رنگ و سفيد تهيه شده باشد؛4- دو رنگ: شامل ابزاري كه از دورنگ با تركيب سفيد استفاده شده باشد.
نشاني، شامل تمامي شيوههاي ارتباطي كه براي رأي دهندگان درنظرگرفته شده تا مخاطبين بتوانند با كانديداها ارتباط برقرار كنند. شامل چهار دسته:1- ذكر نشده؛2- تلفن؛3- سايت اينترنتي؛4- موبايل. گروههاي حامي، شامل تمامي گروههاي خاص، احزاب و اصناف خاص كه كانديدا، اعلام كرده كه مورد حمايت آنها قرار دارد. گروههاي حامي شامل گروههاي عام (مثلا مورد حمايت نسل جوان) نمي شود.
تخصص، شامل تخصصهاي افراد مانند تخصص فني، عمراني، مديريتي و . . . ميشود. مسئوليتهاي قبلي، شامل همه سمتها و مسئوليتهاي اجرائي، آموزشي و . . . مي شود که فرد آنها را عهده دار بوده و در اقلام تبليغاتي خود ذکر کرده است. قابل استفاده بودن، برخي از تبليغات به شكلي طراحي شده اند كه در مواردي علاوه بر تبليغات انتخاباتي نيز قابل استفاده باشند. اين متغيرشامل چاپ دعا، قرآن، تقويم، خط كش، بليط سينما، بليط شهر بازي و . . . بوده است. نحوه شركت، اين متغير شامل نحوه شركت كانديدا در فعاليتهاي انتخاباتي و به دو دسته فردي و جمعي تقسيم ميشود. كثيري از افراد فقط به صورت كانديداي مستقل تبليغ كرده اند و جمعي نيز عضو حزب يا دسته اي هستند. اين متغير شامل فردي يا جمعي بودن شركت فرد در انتخابات ميشود. گروه مخاطب، اين متغير شامل اين خصوصيت است كه آيا كانديداها در تبليغات خود گروه خاصي را مخاطب قرار داده اند؟ همه مخاطبين خاص (طرفداران جناح خاص، طرفداران افراد سرشناس خاص، طرفداران اصلاحات و . . . ) و عام(جوانان، بازنشستگان، نسل سوميها و . . . ) زير مجموعه اين متغير قرار ميگيرند. نماد، اين متغير شامل استفاده از نمادهاي خاص است مانند: آرم الله، آرم يك حزب خاص، پرچم، كوه دماوند، برج ميلاد، بناي ميدان آزادي، نقشه ايران و. . .
يافته هاي تحقيق
اطلاعات توصيفي در سطح فردي و جمعي
در سومين دوره انتخابات شوراي اسلامي شهر تهران بيش از 1200 نفر کانديدا براي 15 صندلي شوراي اسلامي تهران وجود داشت. در کنار احزاب و گروههاي سياسي شناخته شده و کمتر شناخته شده، بخش قابل توجهي از کانديداهاي گمنام تر نيز به شکل فردي بخت خود را در اين عرصه آزمودند. اين دسته از کانديداها معمولا در محدوده سکونت يا فعاليت اقتصادي خود به تبليغات پرداخته بودند. در جدول زير اطلاعات مربوط به تشکل ها و اعضاي آنها آمده است.
جدول شماره 1: اطلاعات تبليغاتي تشکل هاي سياسي شرکت کننده در انتخابات سومين دوره شوراي اسلامي شهر تهران

داده هاي جدول نشان مي دهد که تشکل آبادگران جهادي با 30 نفر عضو، بيشترين تعداد کانديداها را براي 15 صندلي شوراي اسلامي شهر تهران معرفي کرده است. پس از آبادگران جهادي، ائتلاف آينده سازان ايران اسلامي 24 کانديدا، ائتلاف تحولگران 17 کانديدا، و ائتلاف سياسي سبز 16 کانديدا معرفي کرده اند. تشکل ها و ائتلافهايي که 15 کانديدا معرفي کرده اند عبارتند از: ائتلاف نخبگان مجمع متخصصين ايران، ائتلاف ياران احمدي نژاد، اتحاد معلمين و متخصصين مستقل، اصلاح طلبان، اصولگرايان، انجمن اسلامي پزشكان ايران، بهسازان تهران، پيرو ولايت - حامي دولت- خادم ملت، پيروان ولايت خادمين مردم، تعهد - تخصص - رفاه شهري، جمعي از ورزشكاران و قهرمانان ملي، و جمعيت حاميان ولايت و دولت نهم.
وضعيت جنسي کانديداها
همانگونه که قبلا نيز اشاره گرديد در اينجا کانديداها شامل آنهايي است که تبليغ کرده اند و بنابراين در نمونه ما آمده اند که از ميان 444 نفر آنها، تعداد 78 نفر يا 17. 6 درصد زن و مابقي يا 82. 4 درصد کانديداها مرد بوده اند. اين يافته بيانگر حضور بيشتر مردان در عرصه هاي تبليغي، در رقابت هاي سياسي است.
وضعيت تحصيلات ذکر شده در تبليغ کانديداها
از استخراج داده ها از انواع مواد تبليغي کانديداهاي نمونه، نزديک به يک پنجم يا 21. 2 درصد از افراد مورد مطاله، از وضعيت تحصيلات خود اطلاعاتي به مخاطب نداده اند. از ميان آنهايي که به تحصيلات خود اشاره داشته اند تعداد 63 نفر يا 14. 2 درصد داراي تحصيلات دکتري، تعداد 80 نفر يا 18. 1 درصد داراي تحصيلات کارشناسي ارشد، تعداد 202 نفر يا 45. 6 درصد داراي تحصيلات کارشناسي و تعداد 4 نفر يا 0. 9 درصد تحصيلات خود را فوق ديپلم اعلام کرده بودند. اين داده ها نشان مي دهد که بخش عمده اي از افراد نمونه داراي تحصيلات عاليه بوده و به اين موضوع نيز در تبليغات خود به عنوان يک معرف مهم پرداخته بودند. آن بخشي از افراد نمونه که به تحصيلات خود اشاره نکرده بودند احتمالا تحصيلاتي در سطح ديپلم داشته اند.
در تبليغات جمعي 22 تشکل يا 61 درصد، تحصيلات کانديداهاي خود را ذکرکرده اند. تشکل هايي که فاقد اطلاعات در مورد تحصيلات کانديداها بوده اند عبارتند از:
آبادگران جهادي، ائتلاف آينده سازان ايران اسلامي، ائتلاف تحولگران، ائتلاف نخبگان مجمع متخصصين ايران، ائتلاف ياران احمدي نژاد، اتحاد معلمين و متخصصين مستقل، انجمن اسلامي پزشكان ايران، جمعيت مورد حمايت اصلاح طلبان اصول گر، چكاد آزاد انديشان، حزب ايران سرافراز، خادمان قرآن، كانديداي جامعه معلولين (ناشنوايان و نابينايان)، گروه مددكاران و مردمياران تهران.
وضعيت تبليغ کانديداها به لحاظ فردي و يا جمعي
از ميان 443 نفر افراد مورد مطاله که به شکل فردي يا به شکل جمعي تبليغ کرده اند، تعداد تبليغات فردي 323 مورد يا
. 9 درصد موارد و تبليغات جمعي 120 مورد يا 27. 1 درصد موارد بوده است. اين يافته نشان مي دهد که بخش عمده کانديداها تمايل به انجام تبليغات فردي داشته اند. اين در حالي است که شورا يک نهاد جمعي محلي به شمار مي رود و با مسووليتهايي فردي نظير رياست جمهوري و يا آن دسته از حوزه هاي انتخابي مجلس شوراي اسلامي که تنها يک نفر يا تعداد معدودي مي توانند براي آن انتخاب شوند، تفاوت دارد. از اين رو به لحاظ منطقي افراد بايد بر تبليغات جمعي تکيه مي کردند اما يافته هاي جدول شماره 2 نشان مي دهد که ترجيح بخش عمده افراد انجام تبليغ انفرادي بوده است.
جدول شماره 2: توزيع فراواني وضعيت فردي و يا جمعي تبليغ کانديداها
|
فراواني |
درصد |
درصد تجمعي |
فردي |
323 |
72. 9 |
72. 9 |
جمعي |
120 |
27. 1 |
100. 0 |
جمع |
443 |
100. 0 |
|
وضعيت صفات چهره تبليغ کنندگان در عکس هاي تبليغي
يافته هاي جدول نشان مي دهند که بخش قابل توجهي از افراد مورد مطاله يا بيش از دو سوم آنها در چهره اي که از خود در تبليغاتشان به نمايش گذاشته اند، حالتي جدي و بدون لبخند داشته اند. 8/23 درصد افراد در عکسهاي خود تبسم بر لب داشتند و تنها 5/3 درصد چهره اي خندان را از خود به نمايش گذاشته بودند.
جدول شماره 3: توزيع فراواني وضعيت صفات چهره کانديداها در تبليغ
|
فراواني |
درصد |
درصد تجمعي |
تبسم |
96 |
23. 8 |
23. 8 |
خنده |
14 |
3. 5 |
27. 2 |
جدي |
294 |
72. 8 |
100. 0 |
جمع |
404 |
100. 0 |
|
وضعيت آرايش مردان در عکس هاي تبليغي
در فرهنگ عمومي ايران داشتن ريش عموما نشان دهنده تعلقات مذهبي و حتي سياسي فرد است. اطلاعات گردآوري شده از 332 کانديداي مرد نشان مي دهد که 7/30 درصد آنها ريش داشته اند و 1/27 درصد ته ريش داشتند و 8/1 درصد نيز داراي ريش بلند بودند. اگر داشتن ريش را به عنوان نشانه اي تلقي کنيم که همراهي با ارزشهاي مذهبي و سياسي را نشان مي دهد، مي توان گفت حدود 60 درصد از کانديداها از اين نشانه برخوردار بودند. کساني که ريش خود را تراشيده يا به اصطلاح سه تيغ کرده بودند فقط 7/24 درصد کانديداها را شامل مي شدند. همچنين 6/6 درصد داراي سبيل و ريش سه تيغ و 9 درصد نيز داراي ريش پروفسوري بودند. از اين رو مي توان گفت 40 درصد باقيمانده کانديداهاي مردم از نشانه هايي استفاده کرده بودند که همخواني چنداني با ارزشهاي مذهبي و سياسي حاکم ندارند.
جدول شماره 4: توزيع فراواني وضعيت آرايش مردان درعکس هاي تبليغي
|
فراواني |
درصد |
درصد تجمعي |
سه تيغ |
82 |
24. 7 |
24. 7 |
ته ريش |
90 |
27. 1 |
51. 8 |
ريش |
102 |
30. 7 |
82. 5 |
ريش بلند |
6 |
1. 8 |
84. 3 |
فقط سبيل |
22 |
6. 6 |
91. 0 |
پروفسوري |
30 |
9. 0 |
100. 0 |
جمع |
332 |
100. 0 |
|
وضعيت پوشش مردان در عکس هاي تبليغي
کت و شلوار معمولا لباس رسمي مردان است. از اين رو چندان جاي شگفتي نيست که 306 نفر يا 2/92 درصد از کانديداهاي مرد با کت و شلوار در عکس هاي تبليغي ظاهر شدند. از ميان افراد باقيمانده 2/1 نفر با لباس روحاني و يک نفر نيز با لباس خلباني بودند. 3/6 درصد نيز با تصويري غير رسمي يا اصطلاحا اسپورت (پوشيدن کاپشن، پيراهن) به تبليغ پرداختند. .
جدول شماره 5: توزيع فراواني پوشش مردان در عکس هاي تبليغي
|
فراواني |
درصد |
درصد تجمعي |
كت و شلوار |
306 |
92. 2 |
92. 2 |
اسپورت |
21 |
6. 3 |
98. 5 |
روحاني |
4 |
1. 2 |
99. 7 |
خلباني |
1 |
. 3 |
100. 0 |
جمع |
332 |
100. 0 |
|
وضعيت آرايشي و پوششی زنان در عکس هاي تبليغي
زيبايي چهره يا وجاهت ظاهري از نشانه هاي تبليغي است که عموما از سوي کانديداها به آن توجه مي شود. انتخاب برخي زنان خوش سيما در تعدادي از شهرهاي متوسط و کوچک نشانگر کارکرد اين نشانه در انتخابات است. از 72 زن کانديدا که چهره خود را به نمايش گذاشته بودند، 4/51 درصد آنان چهره اي ساده يا فاقد آرايش و 4/26 درصد آرايش معمولي داشتند. 16 زن يا 2/22 درصد نيز تصويري با آرايش غليط را تبليغ کرده بودند.
جدول شماره 6: توزيع فراواني وضعيت آرايش زنان در عکس هاي تبليغي
پوشش زنان مانند موي صورت مردان مي تواند به عنوان نشانه اي براي تعلقات مذهبي يا سياسي آنان به شمار رود. آنچه ارزشهاي مذهبي و سياسي حاکم بر آن تاکيد دارند، چادر به عنوان حجاب برتر است. از 73 زن کانديدا، 7/50 درصد پوشش چادري داشتند و 1/41 درصد نيز از مقنعه استفاده کرده بودند. 2/8 درصد باقيمانده نيز عکسهايي با روسري داشتند.
|
فراواني |
درصد |
درصد تجمعي |
ساده |
37 |
51. 4 |
51. 4 |
معمولي |
19 |
26. 4 |
77. 8 |
غليظ |
16 |
22. 2 |
100. 0 |
جمع |
72 |
100. 0 |
|
اولويت اول ابزار، جنس و رنگ مواد تبليغ مورد استفاده از سوي کانديداها
از ميان ابزارهاي تبليغي مورد استفاده کانديداها در اولويت اول، پوستر با 7/72 درصد موارد بيشترين تعداد را به خود اختصاص داده است. پس از پوستر، کارت با 19 درصد موارد در رتبه دوم و پس از آن بورشور با 4/8 درصد موارد در رتبه سوم قرار دارند. در ميان آنچيزهايي که جنس مواد تبليغي کانديداها را تشکيل مي دادند، اولويت اول با کاغذ عادي با 4/67 درصد موارد بود. در مراتب بعدي کاغذ گلاسه با 17 درصد موارد و مقوا با 6/15 درصد موارد قرار داشتند. استفاده از اقلام رنگي در مواد تبليغي با 6/75 درصد موارد بالاترين ميزان را به خود اختصاص داده است. پس از آن از رنگهاي سياه و سفيد با 5/16 درصد موارد و يک رنگ 9/5 درصد موارد و دو رنگ با 2 درصد موارد مورد استفاده بوده اند.
وضعيت اعلام نشاني از سوي کانديداها
ذکر نشاني نشانه اي است بر اين که کانديدا خواهان شفافيت بيشتر و تعامل ميان خود و راي دهندگان است و تعامل ميان کانديداها و جامعه راي دهنده مي تواند به امکان تبادل نظرات، فهم و شناخت نيازهاي مردم، و آگاهي از ديدگاهها و تفکرات کانديداها کمک کند. بنابراين معرفي نشاني و امکان براي برقراري ارتباط مي تواند نشانه مهمي براي توجه کانديداها به اين موضوع باشد. از ميان کانديداهاي مورد مطاله 4/91 درصد در اقلام تبليغاتي خود نشاني اعم از پستي، اينترنتي يا تلفن ذکر نکرده اند. از معدود کساني که نشاني را ذکر کرده اند، 9/5 درصد به سايت اينترنتي، 5/2 درصد به تلفن و ا نفر نشاني ستاد انتخاباتي را در اقلام تبليغي خود آورده اند.
در بين تشکل هاي شرکت کننده در انتخابات، داده ها نشان مي دهد که 14 تشکل يا 39 درصد از 36 تشکل مورد مطاله ، در ابزارهاي تبليغاتي خود شماره تلفن و نشاني سايت اينترنتي معرفي کرده ند. از اين ميان تنها 3 تشکل يا 8. 3 درصد شماره تلفن و 11 تشکل يا 30. 5 درصد نشاني سايت اينترنتي خود را ذکر کرده بودند. البته برخی از کانديداهای تشکل های عمده در اين انتخابات، در برخی از ميادين مهم شهری حضور داشته و از نزديک با مردم در ارتباط بودند.
جدول شماره 7:توزيع فراواني وضعيت اعلام نشاني از سوي کانديداها
|
فراواني |
درصد |
درصد تجمعي |
ذكر نكرده |
405 |
91. 4 |
91. 4 |
تلفن |
11 |
2. 5 |
93. 9 |
سايت اينترنتي |
26 |
5. 9 |
99. 8 |
آدرس ستاد انتخاباتي |
1 |
. 2 |
100. 0 |
جمع |
443 |
100. 0 |
|
وضعيت ذکر گروههاي حامي از سوي کانديداها
بطور معمول کانديدا براي آنکه حمايت گروه گسترده اي از احزاب و دسته جات را از خود نشان دهد و يا وابستگي سياسي يا صنفي خود را برجسته سازد، به ذکر آنها در اقلام تبليغاتي خود مي پردازد. از کانديداهاي مورد مطاله، 2/35 درصد گروههاي حامي خود را ذکر کرده اند و مابقي ذکري از آنها به ميان نياورده اند.
در تبليغات جمعي از ميان 36 تشکل و ائتلاف، 16 تشکل يا 44 درصد، گروههاي حامي کانديداها را ذکر کرده اندکه عبارتند از: آبادگران جهادي، ائتلاف ياران احمدي نژاد، اصلاح طلبان، اصولگرايان، انجمن اسلامي پزشكان ايران، پيرو ولايت - حامي دولت - خادم ملت، جمعيت حاميان ولايت و دولت نهم، جمعيت مورد حمايت اصلاح طلبان اصول گرا، چكاد آزاد انديشان، حزب آزادي - جنبش مردمي اصلاحات، خادمان قرآن، رايحه خوش خدمت (مهر جوان)، مجمع اسلامي بانوان، مديران آموزشگاههاي تهران، منتخبين جمعيت زنان جمهوري اسلامي ايران و هيأت پيروان ولايت مي باشند.
وضعيت ذکر تخصص و مسئوليتهاي قبلي از سوي کانديداها در تبليغات
حدود 5/68 درصد کانديداها به ذکر تخصص هاي خود پرداخته اند و مابقي اطلاعاتي در اين خصوص در تبليغات ارائه نکرده اند. در زمينه ذکر مسئوليتهاي قبلي نيز، حدود 45 درصد کانديداهاي مورد مطاله در تلبغات خود ذکري از مسووليتهاي قبلي نکرده اند و 55 درصد آنها به مسووليتها و سوابق اداري و اجرايي خويش در تبليغات اشاره کرده اند.
در تبليغات جمعي، 20 تشکل يا 55 درصد، تخصص کانديداها ذکر شده است. اين تشکل ها عبارتند از: ائتلاف سياسي سبز، اتحاد معلمين و متخصصين مستقل، اصلاح طلبان، اصولگرايان، بهسازان تهران، پيرو ولايت - حامي دولت - خادم ملت، پيروان ولايت خادمين مردم، تعهد - تخصص - رفاه شهري، جمعيت حاميان ولايت و دولت نهم، جنبش مظلومان، حاميان حقوق شهروندي، خدمات شهري برابر، رايحه خوش خدمت (مهر جوان)، متخصصين مستقل، مجمع اسلامي بانوان، مديران آموزشگاههاي تهران، ميثاق ايران اسلامي، همبستگي سبز، همه با هم كار و هيأت پيروان ولايت
در تبليغات جمعي تشکل ها و ائتلاف ها از مجموع سي و شش تشکل حدودا در 15 تشکل يا 41. 6 درصد، مسئووليتهاي قبلي کانديداها ذکر شده است که اين تشکل ها عبارتند از: اتحاد معلمين و متخصصين مستقل، اصلاح طلبان، اصولگرايان، پيرو ولايت - حامي دولت - خادم ملت، جمعيت حاميان ولايت و دولت نهم، جنبش مظلومان، حاميان حقوق شهروندي، خادمان قرآن، رايحه خوش خدمت (مهر جوان)، متخصصين مستقل، مجمع اسلامي بانوان، مديران آموزشگاههاي تهران، همبستگي سبز، همه با هم كار و هيأت پيروان ولايت
وضعيت قابل استفاده و يا غير قابل استفاده بودن مواد تبليغي
مواد تبليغي مورد استفاده کانديداها مي تواند تنها استفاده تبليغي نداشته و براي کسي که آنها را دربافت مي کند، استفاده هاي ديگري مانند تقويم، نقشه، خط کش، دعا، يادداشت، مانند اينها داشته باشد. مطاله مواد تبليغي گردآوري شده نشان مي دهد که بخش عمده آنها يعني 96. 8 درصد تنها استفاده تبليغي داشته و درصد ناچيزي از مواد تبليغي يعني 3. 2 درصد استفاده هاي ديگري براي دريافت کننده تبليغات داشته است. در بين تشکل ها از ميان، انواع اقلام مورد استفاده کانديداها در تبليغات، به لحاظ قابل استفاده يا غير قابل استفاده بودن مواد تبليغي در تبليغات تشکلها در مجموع مواد تبليغي 34 تشکل يا 94. 4 درصد، فاقد هرگونه استفاده ديگري بوده است و تنها 2 تشکل گروه مددکاران و انجمن اسلامي پزشکان ايران، به استفاده هاي ديگر مواد تبليغي توجه کرده اند.
وضعيت گروه مخاطب از سوي کانديداها
يک پرسش در تحليل نحوه تبليغات شوراي شهر اين است که آيا کانديداها، گروه يا گروه هاي خاصي را مدنظر داشته اند يا بطور عام به تبليغ خود و ديدگاه هايشان پرداخته اند. داده هاي نشان مي دهد که بخش عمده کانديداها يعني 90. 7 درصد آنها تبليغات عام بدون توجه به مخاطب خاص داشته اند و تنها 9. 3 درصد توجه به مخاطبين خاص مانند طرفداران جناح خاص، طرفداران افراد سرشناس، طرفداران اصلاحات و مانند اينها و يا عام مانند جوانان، بازنشستگان، نسل سومي ها و . . . داشتند. در تبليغات جمعي، تنها 2 تشکل يا 5. 5 درصد، گروههاي مخاطب را ذکر کرده اند که عبارت اند از: اصولگرايان و همبستگي سبز و مابقي گروهها و تشکل هاي شرکت کننده ذکري از گروههاي مخاطب به ميان نياورده اند.
وضعيت استفاده از سمبل يا نماد در تبليغات کانديداها
نمادهاي به کار گرفته شده در ابزارهاي تبليغاتي مي تواند نشانگر اهميت قائل شدن براي تفکرات مربوط به آن نمادها باشد. براي نمونه مذهبي ها از نمادهايي مانند آرم الله و يا آيه هاي قران و احاديث در تبليغات خود استفاده مي کنند، بقيه نمادهايي را مانند کوه دماوند، پرچم ايران و مانند اينها را در تبليغات خود به کار مي گيرند. و برخي ديگر از آنها نيز نمادهايي مانند برج ميلاد، بناي ميدان آزادي که ماهيت شهري دارد را استفاده مي کنند و تعدادي نيز نشانه حزب خود را، داده هاي جدول نشان مي دهد که حدود 70 درصد کانديداها از سمبل و نماد در تبليغات خود استفاده کرده اند.
داده ها در تبليغات جمعي، نشان مي دهد که از مجموع تشکل ها 33 تشکل يا 91. 6 درصد، از نمادها و سمبل ها استفاده کرده اند و سه تشکل پيروان ولايت خادمين مردم، خادمان قرآن و همه با هم كار در مقايسه با تبليغات فردي، استفاده از سمبل ها در تبليغات جمعي گسترده گي بيشتري داشته است.
مجموع ائتلاف هايي که کانديداهاي نمونه تحقيق در آن ها عضويت دارند
از مجموع 444 کانديداي مورد مطاله بيش از نيمي از آنها (252 نفر) بر اساس محتواي تبليغات عضو هيچ ائتلاف، دسته يا گروهي نبودند. حدود يک چهارم از آنان (112 نفر) در تبليغات خويش نام يک گروه، دسته يا ائتلاف را ذکر کردند. 45 نفر از کانديداها نيز در تبليغات خويش به دو گروه، دسته يا ائتلاف اشاره نمودند. حدود 35 نفر باقيمانده کانديدها در تبليغات خويش به 3 تا 9 گروه، دسته يا ائتلاف اشاره داشتند.
ويژگي هاي منتخبين
نگاهي به تحصيلات منتخبان سومين دوره شوراي شهر تهران نشان مي دهد که از 15 نفر، 6 نفر يا 40 درصد داراي مدرک دکتري، 7 نفر يا 46. 6 درصد داراي مدرک فوق ليسانس، 2 نفر يا 13. 3 درصد داراي مدرک ليسانس هستند. داده هاي جدول نشان مي دهد که 8 نفر يا 53. 3 درصد منتخبان شوراي سوم در اقلام تبليغاتي خود با چهره اي جدي ظاهر شده بودند. در ايام تبليغات تصاوير 4 نفر 26. 6 درصد با تبسم و 3 نفر يا 20 درصد با لبخند بود. لازم به ذکر است که سواي دو نفر (طلايي و بيادي)، منتخبان اصول گرايان و رايحه خوش خدمت چهره اي جدي داشتند. 4 عضو شوراي شهر سوم متعلق به اصلاح طلبان نيز (يعني نجفي، مسجد جامعي، ابتکار و ساعي) با چهره اي متبسم يا خندان به تبليغ پرداخته بودند. داده ها نشان مي دهد که از 12 مرد عضو شوراي دوره سوم، تنها يکنفر (ساعي) با صورتي تراشيده در تبليغات ظاهر شده بود. سه نفر ازمنتخبين (يعني دبير، طلايي و کاشاني) با ته ريش و يکنفر (نجفي) با ريش پروفسوري تبليغات خود را انجام داده بودند و تنها يک نفر (يعني خادم) با سبيل تبليغ کرده بود. بر اساس داده هاي جدول دو نفر از منتخبين با پيشينه ورزشي (يعني خادم و طلايي) با پوشش اسپورت در تبليغات ظاهر شده بودند و بقيه کانديداها از کت و شلوار استفاده کرده بودند. زنان عضو شوراي شهر سوم تهران، در تبليغات خود با ظاهري فاقد آرايش و ساده و در تبليغات خود با پوشش چادر ظاهر شده بودند. در مواد تبليغي موجود تنها 2 منتخب (يعني دبير و ساعي) در تبليغات خود به ذکر گروههاي حامي نپرداخته بودند. در مواد تبليغي موجود تنها 3 منتخب (يعني خادم، مسجد جامعي و نجفي) مسووليتهاي قبلي آنها ذکر نشده است. بر اساس داده هاي جدول تمامي 15 منتخب علاوه بر تبليغات فردي به شکل جمعي در انتخابات شرکت داشتند. به عبارت ديگر هيچ يک از کساني که تنها به شکل فردي به تبليغ پرداخته بود نتوانست به شورا راه يابد. داده هاي جدول نشان مي دهند که تنها سه منتخب يعني (نجفي، طلايي و چمران) در تبليغات خود به گروه مخاطب توجه کرده بودند. داده هاي جدول نشان مي دهد که تنها 2 نفر از منتخبين يعني (خادم و آباد) در تبليغات خود فاقد نشانه و سمبل بودند.
نتيجه گيري
از آنجا که در سومين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي در شهر تهران حدودا 1200 نفر ثبت نام کرده بودند و از اين تعداد با توجه به حجم وسيع جمع آوري اطلاعات در نقاط مختلف شهري فقط در حدود يک سوم از کانديداها به تبليغات منفرد و يا جمعي پرداخته بودند، اين نکته مشخص مي گردد که دو سوم ديگر کانديداها يا اصلا تبليغاتي انجام نداده بودند و يا بصورت بسيار محدود و در سطح محله زندگي خويش به تبليغ پرداخته بودند، اين موضوع دليل ديگري از کانديداتوري کانديداهايي است که هيچگونه تبليغي نکرده بودند و با اين تحليل که شايد فقط صرفا به لحاظ ثبت سوابق کانديداتوري به اين امر مبادرت کرده اند، توجيه ديگري ندارد. از مجموع 443 نفر کانديدايي که مواد تبليغي آنها مورد مطاله قرار گرفته است حدودا 73 درصد افراد تبليغات فردي داشته اند و 27 درصد تبليغات بصورت جمعي بوده است. اين موضوع غلبه رويکرد فردي بر رويکرد جمعي را در تبليغات نشان مي دهد و اين موضوع با داده ديگري از اين پژوهش نيز تايييد مي شود و آن ذکر گروه هاي حامي در ماده تبليغي کانديداها است، به شکلي که در بين مجموعه مواد تبليغي فقط 35. 2 درصد از کانديداها به ذکر گروه حامي پرداخته اند و 64. 8 درصد از ديگر کانديداها ذکري از گروههاي حامي در تبليغات به ميان نياورده اند. اين موضوع نيز قابل توجه است که کليه منتخبين به غير از دونفر که از شهرت سوابق فعاليتهاي ورزشي برخوردار بودند همگي در تبليغات خود ذکر گروه يا گروههاي حامي، را داشتند و اسامي همگي منتخبين در يک يا چند ليست وجود داشته است و اين موضوع پيروزي کساني که بصورت جمعي و تشکلي در انتخابات شرکت نموده اند نسبت به کساني که بصورت منفرد شرکت کرده اند را نشان مي دهد و بنابراين نگاه مردم در انتخاب کانديداهاي خويش به لحاظ ماهيت کار شورايي که مستلزم همفکري و هم رايي در اتخاذ تصميمات صحيح است، در راي دادن به کانديداهاي موجود در تشکل ها و گروهها و احزاب را در مقايسه با افراد نشان مي دهد. از نظر وضعيت پوشش و آرايش و وضعيت چهره در بين کانديداهاي پيروز در انتخابات، تقريبا همگي منتخبين (به غير از دونفري که سوابق ورزشي داشتند) با پوشش رسمي کت و شلوار در عکس هاي تبليغاتي و همگي خانم هاي منتخب نيز با آرايش ساده و پوشش چادر در تبليغات ظاهر شده بودند. به لحاظ وضعيت چهره، تقريبا اکثر منتخبان اصول گرايان و رايحه خوش خدمت با چهره جدي به تبليغ پرداخته بودند و چهار چهره اصلاح گرايان با تبسم ويا خنده در عکس هاي تبليغاتي خويش ظاهر شده بودند. در زمينه نوع تبليغات اولويت اول در بين کانديداها با پوستر و کارت بود و به لحاظ جنس و رنگ مواد تبليغي نيز اولويت اول با مواد تبليغي کاغذي و رنگي نسبت به سياه و سفيد در بين همه کانديداها و همچنين در بين منتخبين بوده است. در زمينه وضعيت اعلام نشاني تلفن، سايت اينترنتي و يا آدرس ستاد انتخاباتي در مواد تبليغي، بيش از 90 درصد از کانديداها در تبليغات خويش ذکري از اين آدرس ها به ميان نياورده بودند. البنه در بين منتخبين نيز به غير از دونفر (طلايي و نجفي) سايرين نيز در تبليغات خويش ذکري از نشاني براي تماس ارائه نکرده بودند. در زمينه استفاده از سمبل و يا نماد در تبليغات انتخاباتي نيز هفتاد درصد از تبليغات فردي و 91. 6 درصد از تبليغات جمعي از سمبل يا نماد استفاده کرده اند و در بين منتخبين نيز تنها دو نفر در تبليغات خويش از نشانه، سمبل و يا نمادي خاص استفاده نکرده اند. به لحاظ وضعيت عضويت کانديداها در ائتلاف ها، گروهها و يا تشکل ها نيز حدود 57 درصد از کانديداهايي که به تبليغ پرداخته بودند عضو هيچ گروهي نبودند و 43 درصد نيز حداقل عضو يک ائتلاف بودند که در ميان آنان کساني که فقط عضو يک ائتلاف بودند 25. 2 درصد، کساني که در دو ائتلاف عضويت داشتند 10. 1 درصد، و کساني که در سه ائتلاف عضويت داشتند 3. 6 درصد، کساني که در چهار ائتلاف عضويت داشتند 1. 8 درصد و کساني که از اسامي آنان از پنج تا نه ائتلاف قرار داشت جمعا 11 نفر و 2. 6 درصد باقيمانده را تشکيل مي دادند که وجود افراد مشترک در ليستها دلالت بر نزديکي برخي از ليست ها به يکديگر داشت. در زمينه توجه به مخاطب خاص در تبليغات فردي اکثريت حدودا 91 درصدي از تبليغات کانديداها توجهي به اين موضوع نکرده اند و تنها 9 درصد توجه به مخاطين خاص مانند طرفداران جناح و يا افراد خاص سرشناس، جوانان، بازنشستگان، نسل سومي ها و . . . داشته اند. در ميان منتخبين نيز به جزء سه نفر (چمران، طلايي و نجفي) مابقي توجهي به مخاطبين خاصي در تبليغات خويش نکرده اند. نتايج نهايي انتخابات در تهران نشان داد، که فقط کساني که اسامي آنها در ليست گروهي بود توانستند در انتخابات برنده شوند و کانديداهاي منفرد شانسي براي برنده شدن در اين رقابت نداشتند.
|