.استفاده از مقالات با ذکر منبع بلا مانع است
 
Global Media Journal
Return
Global Media Journal
 
Global Media Journal
 
 

جستاري درباره حفظ وارتقاء تصويري قوي از سازمان ملل :مطالعه برنامه ريزي ها از طريق نظارت بر افکار عمومي/رسانه ها و دستاوردهاي مبتني بر تصوير/مبتني بر مسئله

ديويد اسکلار
عراق، کردستان، اربيل، جنب کالج فاندمنتال، محله راستي-اربيل خيابان کرکوک-مدرسه بين المللي چوئيفات،

 


چکيده: سازمان ملل مي‏تواند با حفظ و ارتقاء تصويري مستحکم تر، خود را آماده بهره بيشترنمايد.  در دهه گذشته، با توجه به برنامه "نفت در مقابل غذا" تصوير سازمان ملل به طرز مشهودي از طريق اتهمات و گوشه کنايات صدمه ديده است.  پاسخگويي سريع و نظامندتر به انتقادات بعد از تغييراخير ساختار بخش اطلاع رساني عمومي، مي‏تواند ارزشمند تلقي شده و قابل دستيابي باشد.  اگر امکان آن وجود داشته باشد، رزرو يک ساعت از اوج ساعات مصرف گيرنده هاي راديو تلويزيون براي فرستادن پيامي سالانه از سوي ذبير کل به مردم جهان مي‏تواند روشي باشد تا سازمان ملل بتواند بر روي تصوير عمومي اش کنترل داشته باشد.  تصوير مثبت (منفي)  سازمان ملل بايد متمايل آن باشد تا حمايت تصميم گيرنده گان ملي را بيشتر جلب کند (از دست بدهد ).   


كليد واژه‏ها: سازمان ملل، بخش روابط عمومي سازمان ملل، دبير کل سازمان ملل، برنامه نفت در مقابل غذا.

 


مقدمه
"دبير کل سازمان ملل عنوان کرده است که يکي از الويتهايش در احياء دوباره سازمان ملل آن است که با رفتن به سراغ همكاران جديد و نزديک تر کردن سازمان به مردم، اعتماد عموم را از نو به سازمان جلب کند. داگ هامرشولد، دبير کل سرشناس پيش از او، پنج دهه پيش، به ارزش اطلاع رساني عمومي پي برده بود، آنگاه که متذکر شده بود «ترجمه ديپلماسي به زبان مطبوعات و تيترهاي مطبوعاتي نه تنها کار بسيار دشواري است، بلکه مسئوليت سنگيني هم هست، چرا که، همانطور که مي دانيم، افکار عمومي يکي از عوامل تعيين کننده در دنياي مدرن- و شايد مهمترين عامل در به وجود آمدن سياست هاي بين الملل – تلقي مي شوند. »" –معاون اسبق بخش اطلاع رساني عمومي، شوشي ثارور (اسناد سازمان ملل، سال 2003، پاراگراف 53).
تصوير سازمان ملل در سالهاي نه چندان اندک گذشته، به شدت صدمه ديده است، اين مسئله بيشتر به علت پوشش مبالغه آميز يا نادرست رسانه‏اي و سوء تفاهم عموم، در کنار نقصان هاي سازمان ملل بوده است.  اين مقاله با اين نگاه نگاشته شده است تا بيان کند، بهتر است براي حفظ و يا ارتقاء تصوير سازمان مذکور، بيشتر صراحت لهجه به خرج داد تا احتياط.  سازمان ملل در اين دقايق اندک به جا مانده، بايد با قدرت مبارزه کند تا اکثر شهرونداني که متواضعانه افرادي مطلع اند، بتوانند از سازمان خبردار شوند، نه آنکه ادراکات عموم را به توضيحات رسانه هاي ملي و محلي بسپارند و خود از صحنه خارج شوند.  به عنوان  گام عملياتي اوليه، پيشنهاد شده سازمان ملل سعي کند تا سالانه يک ساعت از ساعات اوج مصرف گيرنده هاي راديويي تلويزيوني را براي سخنراني دبير کل سازمان ملل در سراسر دنيا رزرو بکند.

پيش زمينه دبير کل سازمان ملل، در گزارش سال 2002 خود در زمينه قدرتمند کردن سازمان ملل خطوط نگرش خود را در مورد يک بخش بازسازي شده اطلاعاتي چنين مطرح کرد :
"در اين بخش بر ارزشيابي تاکيد بيشتري ميشود تا برنامه ها بهتر با نياز مخاطب مورد نظر منطبق شود.  تا امروز، ارزشيابي جامعي در زمينه تاثير فعاليت هاي بخش صورت نيافته است.  بازبيني کاملي در اين زمينه در دو سه سال آينده صورت مي‏گيرد و ممکن است که تصميمات بيشتري در مورد سازمان دهي دوباره و آماده سازي منابع بخشي مورد نياز قرار بگيرد (اسناد سازمان ملل، A / 57/ 37 ، 2002: پاراگراف 65) .
تا سال 2006،" رهيافت نظارت و ارزشيابي مبتني بر نتايج، سنگ بناي برنامه کاري بخش را شکل داده است. . . (اسناد سازمان ملل‏،‏سال 216/61/A ،‏ پاراگراف 3‏) و "بخش بيش از پيش نسبت به نقاط قوت و ضعفش آگاهي دارد، که در اين باره بايد بيشتر از تاکيد آن بر فرهنگ "ارزشيابي" قدرداني كرد "(همان، پاراگراف 66 ).  گزارش ارزشيابي نشان مي دهد که،" گرچه بخش هيچگونه ابهامي در مورد ظرفيت هايش براي خنثي کردن قسمت اعظم پوشش رسانه‏اي منفي از سازمان را ندارد، با اينحال ظرفيت دسترسي اش به رسانه ها براي بازگو کردن اقدامات سازمان ملل، پاسخگويي به انتقادات و بالا بردن آگاهي را نيز تقويت کرده است. . . "(اسناد سازمان ملل‏ ، 4/2006/198.  A/AC ‏، پاراگراف 62).  همچنين، بخش اطلاع‏رساني، گزاره اي را به فراخور رسالت خود اتخاذ کرده است:" رسالت بخش اطلاع رساني عمومي (دي پي آي) آن است تا به اهداف بنيادي سازمان ملل متحد از طريق مبادله استراتژيک فعاليت ها و دغدغه هاي سازمان براي دستيابي به بيشترين تاثير عمومي، جامه عمل بپوشاند. "(اسناد سازمان ملل،‏175/58/A ، 2003: پاراگراف 6).  
به لحاظ ساختاري، چارچوب استراتژيک پيشنهاذي سال هاي 2008-9 (اسناد سازمان ملل،‏1. REV /6/61/A ، 2007: پاراگراف 23) موفقيت شاخص ها و اهداف بخش اطلاع رساني عمومي (بخش اطلاع رساني عمومي) را مي سنجد.  برنامه بودجه پيشنهادي سال هاي2006-2007 (اسناد سازمان ملل، 6/60/A ‏،2005) شامل تحليل جزء به جزء اهداف، شاخص ها، هزينه ها و کارکنان مي‏شود.  در حال حاضر، اين بخش خود داراي بخشهاي ارتباطات استراتژيک، سرويس هاي خبري و امداد رساني مي باشد.  مجمع عمومي به سهم خود از بخش اطلاع رساني عمومي به خاطر تمرکزش بر روي ارزشيابي حمايت مي کند، مانند تصميم گيري سال 2006 خود :"[ مجمع عمومي ] بيشتر تاکيد ميکند که بخش اطلاعات رساني عمومي بايد برنامه کاري خود را الويت بندي کند تا به اين ترتيب بر پيام خود تاکيد ورزيده و هر چه بهتر بر تلاش‏هايش متمرکز شود و به عنوان عملکرد مديريت اجرايي، برنامه هايش را با نيازهاي مخاطبان بالفعلش، بر پايه بازخورد و مکانيسمهاي ارزيابي، مطابقت دهد. . . "(اسناد سازمان ملل، 121/61/Res /A ،2006: پاراگراف 14).


II. استفاده استراتژيک از تحليل هاي رسانه ها و افکار عمومي
" شورا و بخش اطلاعات رساني عمومي نه تنها مي‏تواند با صداي مردم سراسر جهان بودن در سازمان ملل نقشي فوق العاده مفيد داشته باشد، بلکه همچنين مي‏تواند به عنوان مجراييبراي عقايد مردم سراسر مناطق جهان در سازمان عمل کند.  اين چنين است که به خياباني دو طرفه بدل مي‏شود. "-رئيس کميته اطلاعات رساني، سفيرچاودري (اسناد سازمان ملل، 21/58/A ، 2003: پاراگراف 5).  


رئوس کلي
در اين بخش نشان مي دهيم که چرا تحليل رفتار رسانه ها و افکار عمومي نسبت به سازمان ملل ابزاري بي‏ارزش در برنامه ريزي و اجراي برون داد اطلاعاتي است که به طرز شايسته اي با فرهنگ ارزشيابي که دي پي آي براي اطمينان از کفايت برنامه اش، پياده کرده است، متناسب است.  در حال حاضر، انتظار مي رود که همه برنامه‏هاي بخش اطلاع رساني عمومي، از بهبودي چشمگير و/ يا اهدافي رضايت بخش برخوردار باشند.  اين اصلاحات ممکن است باعث سياست اطلاعاتي قويتر و مناسب تري در اداره مرکز و در محل بشود.  در اينجا، نه تنها بر ارزيابي برنامه ريزي سازمان ملل، بلکه بر پوشش کلي رسانه ها و افکار عمومي نسبت به سازمان متمرکز مي‏شويم.  به "اندازه گرفتن درجه حرارت" آنچه که مردم فکر مي کنند (افکار عمومي ) و آنچه مي شنوند (پوشش رسانه‏اي ) توجه کنيد :
" اخيراَ بخش اطلاع‏رساني عمومي، در نتيجه آموزشها، به پروژه‏اي آزمايشي روي آورده که مراکز اطلاع رساني سازمان ملل را در نظارت و تحليل نظام‏مند رسانه‏اي، وارد مي نمايد.  نتايج پروژه مذکور براي بهبود برنامه‏ريزيهاي ارتباطي بخش، و همچنين گسترش ظرفيت تحليل‏گري آن در حوزه پوشش رسانه‏اي بين‏الملل مورد استفاده قرار مي گيرد "(اسناد سازمان ملل، و216/61/A ،‏2006:پاراگراف 64).
در بارة ارزش بنيادين و دروني چنين پروژه هايي و همچنين ترتيبي که اين درون داد مي‏تواند در تکميل ارزشيابي برنامه داشته باشد، بحث هايي وجود دارد.  همچنين خوانند مقاله را به پيوستهايي (نمودار) ارجاع مي‏دهيم، که در آن نظارت افکار و رسانه ها شامل درون دادها از سوي مردم مي‏شود. "


نظر سنجي آگاهي/ افکار عمومي
نيازهاي سازمان ملل تنها براي در نظر گرفتن خواسته هاي 191 عضو رسمي و دولت هاي عضو مطلوب است و اين اعضا نيز در مقابل نيازهاي كساني را كه آنها را انتخاب كرده‏اند در نظر مي‏گيرند.  متاسفانه، عضو رسمي ممکن است گاهي بر خلاف منشور تصويب شده عمل کند و/ يا ممکن است هميشه موافق منافع منتخبينش عمل نکند.  در چنين مواقعي، سازمان ملل واقعا خود را در وضعيتي دشوار مي يابد.  حتي وقتي هيچ اختلافي ميان اعمال عضو رسمي و منشور سازمان / منتخبين وجود نداشته باشد، با اين وجود فاصله لغوي و مجازي ميان سران سازمان ملل و شهروندان ممکن است موفقيت آن را مخدوش کند.
يکي از راه حل هاي اصولي در اين مورد، مبارزه تبليغاتي براي گسترش آگاهي درباره سازمان ملل – برون داد اطلاعاتي از سوي نيويورک- بوده است.  در 1946 ميلادي، مجمع عمومي بخش اطلاعات رساني عمومي را تاسيس کرد و عنوان کرد "سازمان ملل به مقاصدش نمي‏رسد مگر آنکه مردم جهان کاملا به اهداف و اعمال آن آگاهي داشته باشند" (اسناد سازمان ملل، i 13/Res /A ‏، 1946: قسمت 2).  اما، امداد رساني و حتي ارزشيابي  تاثير چنين امداد رساني، نيازمند سنجش آگاهي/ افکار عمومي –يا برون داد اطلاعاتي از سوي عموم – ميباشد. اين از نظر تدوين کنندگاني که ابراز کرده بودند بخش اطلاع رساني عمومي "بايد مهياي آن باشد تا روند افکار را در سراسر دنيا درباره فعاليت هاي سازمان ملل و ميزاني که فهم متناسب از کار سازمان ملل حاصل شده باشد، تحليل کند، دور نماند" همان‏، پاراگراف 13).  گزارشي از دبير کل در سال 2006 بيان شده که تاثير بخش اطلاع رساني عمومي "بطور کلي، نمي‏تواند بدون دنبال کردن افکار عمومي جهاني نسبت به سازمان مورد نظر قرار بگيرد. . .  بخش اطلاعات رساني عمومي برنامه اي را توسعه داده است تا انجام مطالعات پيمايشي درباره افکار عمومي را سطح جهان از اواخر دهه 1980 راهبري کند، اما اين برنامه، به خاطر موانع بودجه بندي متوقف شد. "( UN Doc.  A/AC.  198/2006/4, 2006: پاراگراف 12 ).


نظارت و تحليل رسانه‏اي

نگاه به دنيا از چشم مردمي که در معرض پيام‏هاي مربوط به سازمان، به خصوص از سوي رسانه هاي ملي و محلي هستند، کار مفيدي است.  سازمان ملل چه پوششي در رسانه ها دارد و چه سطحي از توجه و عنايت به آن عرضه ميشود؟  مطالب مقاله جالبي كه توسط رابرت اچ. کري در سال 1953 درباره اطلاع رساني سازمان ملل نوشته شد در اين مقاله به دفعات ارجاع داده مي‏شود.  کري مي نويسد: با توجه به تلاش‏هاي صورت گرفته در "كشورهاي پيشرفته"، "اطلاع رساني سازمان ملل، بايد در شرايط ارتباطاتي اشباع شده با درخواستهاي مربوط به منافع ملي و محلي به رقابت بپردازد" (کري، 1953 : 232).  و آن موقع سال 1953 بود ! اهميت اينکه سازمان ملل چگونه در رسانه ها برجسته سازي مي‏شود نبايد کوچک شمرده شود، چنانچه در گزارشي از دبير کل سازمان آمده است :
" درک عموم  از سازمان ملل، نظيرتصوير هر سازمان عمومي ديگري، از مجموع نگرش هايي که در ذهن عموم شکل مي گيرد تشکيل مي يابد.  در دو سال گذشته، اين تصوير در ذهن بسياري از مردم وجه منفي يافته که منعکس کننده روشي است که سازمان از سوي رسانه هاي بين المللي به تصوير کشيده شده است.  نتايج نظرسنجي افکار عمومي و مطالعات رسانه ها نشان مي‏دهد كه بين آگاهي از اخبار منفي نسبت به سازمان ملل و رتبه‏بندي پايين سازمان همبستگي وجود دارد، در حالي که نگرشهاي نسبتا مطلوب تر درباره سازمان با سطح پوشش رسانه‏اي منفي نسبت به سازمان همخواني دارد (زاگبي آمريكا، فوريه 2005 ؛ مبارزه تبليغاتي دنيايي بهتر، اکتبر 2005).  تعدادي از نظر سنجي هايي که در دو سال اخير انجام شده اند نشان مي دهند که حمايت از سازمان  و فهم از نقش جهاني آن در سراسر جهان به خصوص در کشورهايي که پوشش رسانه‏اي  منفي برجسته بوده است، مورد ترديد قرار گرفته است. "(اسناد سازمان ملل، A/AC .  4/2006/198، 2006: پاراگراف‏هاي 60 و 61).  
بخش چهارم اين مقاله به اين مطلب مي پردازد که طرفداري بيشتر از سازمان ملل از طريق رسانه ها براي حفظ / بزرگ کردن تصوير سازمان ملل ضروري است.  براي تاثير گذاري، رؤساي سازمان ملل بايد قبل از بر پا کردن مبارزات تبليغاتي حمايتي، ابتدا ببينند چه تصويري از سازمان ملل در رسانه هاي ملي / محلي در حال حاضر پخش مي‏شود.  کسب حمايت و افزايش آگاهي نسبت به سازمان ملل تنها زماني کارگر خواهد بود که  بخش اطلاع رساني عمومي  بداند چه " کانال هايي بر روي گيرنده هاي مخاطبين " فعال است و با دقت آنها را قبل از برنامه ريزي در نظر بگيرد.  خلاصه آنکه، نظارت رسانه‏اي مقدمه اي ضروري در برنامه ريزي و پخش استراتژيک است.


تقويت دو سويه : نظرسنجي/ نظارت و ارزشيابي برنامه بخش اطلاع رساني عمومي توسط خود

همچنان که سازمان ملل درباره مخاطبين بالفعل خود بيشتر اطلاع کسب مي کند، برنامه ريزي هايش مي‏تواند براي نتيجه بخشي بهتر طرح ريزي شود.  نمودار پيوست نشان مي دهد که چگونه اين حلقه بازخوردي مي‏تواند عمل کند.  بخش اطلاع رساني عمومي، از طريق به کار گرفتن تحليل‏گراني چند براي ارزشيابي اثرات برنامه هاي سازمان ملل و نيز از طريق بكار گرفتن ديگران براي نظارت بر انتشارات رسانه ها و افکار عمومي نه تنها بهترين عملکردها را در مورد برنامه‏ريزي‏اش تشخيص مي دهد، بلکه روندهاي رسانه هاي جمعي را هم تشخيص مي دهد.  قسمت بعدي به اين مي پردازد که چگونه رؤساي سازمان ملل مي‏توانند اين دو روش ارزشيابي را براي تطابق برنامه ريزي با مخاطبين مناسب، با هم يکپارچه کنند.


III. برنامه هاي اطلاع رساني عمومي سازمان ملل :اهداف مبتني بر تصوير و اهداف مبتني بر مسئله
"مجمع عموممي از دبير کل درخواست دارد، با توجه به سياستگذاري ها و فعاليت هاي اطلاع رساني عمومي سازمان ملل، توصيه هاي جاري را به کار بگيرد تا از ادامه تلاش‏هاي بخش اطلاع رساني عمومي نسبت به ارتقاء فهم درست از اقدامات و مقاصد نظام سازمان ملل در ميان مردم جهان و تقويت تصوير مثبت نظام نظام در کل اطمينان يابد. "-قطع نامه مجمع عمومي. (اسناد سازمان ملل، 44/48/Res /A ، قسمت 2، 1994: پاراگراف 2c )
بخش حاضر ابزارهاي اطلاع رساني عمومي را با توسل به دستاوردهاي "مبتني بر مسئله" و "مبتني بر تصوير" اندازه گيري مي کند.  يک دستاورد مبتني بر مسئله به تلاش‏هاي اطلاع رساني عمومي اشاره دارد که به خاطر افزايش آگاهي نسبت به و براي حمايت از مسائلي که براي سازمان ملل، طراحي شده اند.  البته، تمام برنامه هاي بخش اطلاع رساني عمومي تا حدودي، هر دو اهداف را يعني اهداف مبتني بر مسئله و مبتني بر تصوير را در بر مي گيرند.  استخوان‏بندي چنين امکاني از سياستگذاري به شرح زير است :
1- هرگاه نظارت رسانه ها يا نظرسنجي مخاطبين نشان دهد عدم اطلاع يا مخصوصا خصومتي نسبت به سازمان ملل وجود دارد، برنامه هايي که بر اهداف مبتني بر تصويرسازي تکيه دارند بايستي انتخاب شوند.  
2- هرگاه مخاطبين از سازمان اطلاع دارند يا به سوي آن متمايل اند، بايستي بر مبارزات تبليغاتي با اهداف مبتني بر مسئله قوي تري تکيه کرد.  
3- هرگاه مخاطبين به نحوي گسترده از سازمان بي اطلاع باشند، اما به طرز خاصي تحت تاثير يک مسئله در رابطه با نقاط تمركز نظام سازمان ملل قرار گرفته باشند، آن دسته از مبارزات تبليغاتي بايد انتخاب شوند که از اهداف مبتني بر تصوير و مبتني بر مسئله قويي برخوردارند.
تمايل بر اين است تا اهداف مبتني بر تصوير بيشتر از طريق تاثير بر عقايد اندازه گري شوند، در حاليکه آنهايي که مبتني بر مسئله اند، از طريق ميزان افزايش آگاهي اندازه گيري شوند.  خوشبختانه "مطالعات نشان داده اند که بخش اطلاع رساني، ظرفيت آن را دارد تا پوشش رسانه‏اي را هم از نظر مقبوليت و هم به لحاظ بهبود تصوير خود، تحت تاثير قرار دهد" (اسناد سازمان ملل، 4/2006/198/AC /A ، 2006: پاراگراف 37).  همانطور که از جانب راگي و هاس نقل شده است، تلاش‏هاي بخش اطلاع رساني عمومي بيشتر متمايل به مبارزات تبليغاتي با اهداف مبتني بر مسئله است.  " اغلب جمع آوري و ساماندهي اطلاعات به خاطر رسيدن به مقاصد خاصي صورت مي‏گيرد : بهبود خالصي آب، يافتن متخصص در رابطه با خشکسالي زمين ها، جمع آوري داده ها در رابطه با ابزار مورد نياز در هنگام دفع بلايا، تثبيت خواص شيميايي و فيزيکي ذرات هسته‏اي . . . "( هاس و راگي، 1982 : 212 ).  بر سر اينکه سازمان ملل چنين مسائلي را  با شهروندان در ميان مي گذارد، بحث است.  با تغيير ساختار بخش اطلاع رساني عمومي، به نظر مي‏رسد چشم انداز خيلي خوبي به وجود مي آيد تا شايد اين نوع گفتمان به طور گسترده اي ادامه يافته و در وضعيت آن بهبود حاصل شود.  گرچه خيلي از اينها ممكن است به موضوع مقاله مربوط نباشد اما موفقيتهايي كه بخش اطلاع‏رساني سازمان ملل كسب كرده و مي‏كند گاه و بيگاه مورد اشاره در اينجا قرار خواهند گرفت..   
اگر ايده‏آل فكر كنيم، در حاليکه بعضي ابتكارات نوعي آگاهي را نسبت به مسائل ايجاد مي‏كنند، اما بعضي ديگر تمرکزشان بر روي اطمينان يافتن از مخدوش نشدن تصوير سازمان مي‏باشد، که در اين مورد آخر، اين کار مي‏تواند با اطلاع کافي از نظارت بر افکار عمومي و رفتار رسانه ها در قبال سازمان ملل محقق شود و به حد مبارزات تبليغاتي استراتژيک تصوير سازمان – موضوع بخش بعد- برسد.  


IV.   اهداف مبتني بر تصوير
"در مدت زماني که کميته والکر در حال تحقيقات بود، سازمان ملل زير سيلي از اهانات و اتهامات سکوت اختيار کرد. . .  صدمات کوتاه مدت و بلند مدتي که از سوي پوشش هاي خبري بعضي از رسانه ها در قضيه موسوم به رسوايي نفت در مقابل غذا بر سازمان وارد آمد، مسئله ديگري است. . .  در طول آن دوره، قبل از انتشار آخرين نتيجه گيري هاي تحقيقات والکر، حملات سياسي توهين آميز و مديدي به اعتبار و آبروي دبير کل و اعضاء دبيرخانه، بخصوص از جانب روزنامه نگاران و سياستمداران نومحافظه کار، وارد آمد که از سوي بسياري از افراد دورانديش نيز مورد قبول واقع شد.  اين نوع اتهامات ماندگارند.  اينکه کميته والکر، کوفي عنان را فردي سخي و داوطلب در کمک رساني تشخيص داد و اينکه وي تمامي هديه نقدي را که از جايزه صلح نوبل دريافت کرده بود، به سازمان ملل بخشيد، اصلا مهم نيستند.  اين سازمان جهاني بر پايه اتهاماتي که امروز اکثرشان از سوي کميته والکر رد شده است، همچون محوايي براي فساد، بي کفايتي و لابي‏گري  تصوير شده است. " سر برايان ارکارت  ( ارکارت، 2006 : بخشهاي 3 و 4- تاکيدها اضافه شده اند).
در بخش قبلي به تفاوت نزديک ميان بالا بردن آگاهي نسبت به مسائل مربوط به سازمان و حمايت از سازمان ملل پرداخته شد.  در اينجا، تمرکز بر روي مسئله "حمايت از سازمان ملل" مي باشد.  "سازمان داستان قانع کننده اي براي بازگو کردن دارد.  اين داستان بايد به نحوي بازگو شود زيرا حمايت عمومي براي قوت بخشيدن به سازمان ضروري است" (اسناد سازمان ملل،387/57/A ، 2002: پاراگراف 59).  در بخش هاي فرعي اين مقاله به بعضي از درسهاي فراگرفته که در زمينه حفظ و ارتقاء تصوير، توجه به مخاطبان محوري که از اهميت خاص بر خوردارند و ابتکار عملهايي که از طريق آنها بخش اطلاع رساني عمومي مي‏تواند ظرفيتش را براي بهبود تصوير سازمان ملل افزايش دهد، پرداخته شده است.


بخش الف.  تصوير سازمان ملل
1- ساخت و حفظ يک تصوير

پيشتر تاکيد شد که در انتظار بودن بر اينكه گزارش رسمي منتشر شود، نزد بسياري از دادگاه هاي افکار عمومي عين اعتراف به گناه کاري است.  برعکس، پاسخگويي سريع در دفاع از سازمان حداقل مي‏تواند روشن کند كه سازمان پسر بچة ترکه خورده اي نيست که ناتوان از  و/ يا بي تمايل به دفاع از اسم و رسم خود باشد.  از گزارش پروژه سه ساله ارزشيابي نقل شده است که : " اين درسهاي عبرت آميز به خورد پاسخ هاي داده شده به انتقادات رسانه‏اي از برنامه نفت در مقابل غذا داده شده است و از طريق اين نوع پاسخگويي ها تقويت شده است.  بخش اطلاع رساني ظرفيت پاسخگويي سريع را بالا برده است تا پاسخ هاي داده شده به انتقادات موجود در رسانه ها را تشخيص داده و از آنها اطمينان حاصل کند.  در حال حاضر نيز مرتبا ميزگردهاي ارتباطي-رسانه‏اي تشکيل مي‏شود "(اسناد سازمان ملل، 4/2006/198، AC /A ، 2006: پاراگراف 35).  اين رويکرد استراتژيک و يکپارچه‏تر به انتقادات عمومي، نتايج اميد بخشي را در پي خواهد داشت.  
اينگونه پاسخگويي ها مي بايست محکم و علني باشند و فقط توجه روشنفکران را جلب نکنند، بلکه مورد توجه عموم مردم قرار گيرند، پس بايد از قبل تحليل مفصلي از مخاطبان و ناقلان اطلاعات عمومي تهيه شود.  از اين نظر، انتقاد (بخصوص انتقاد غير موجه) مي‏تواند با استفاده از چارچوب اصلاح يافته براي پاسخگويي صريح ذکر شده در گزارش ارزشيابي به کار رود.  
ساختن تصويري موجه از سازمان، براي سازمان اين بخت را فراهم مي‏كند كه پيشتازانه عمل کند.  مصاحبه ها و ميزگردهاي گفتگو با ايستگاههاي پخش عمومي (براي مثال، شبکه پي بي اس ايالات متحده) ارزشمندند، اما ممکن است صرفا توجه مخاطبان نخبه را جلب كنند.  سر و کار داشتن با رسانه هاي کمتر نخبه گرا نيازمند تاکتيکهاي ديگري است – پيام‏هاي ساده‏تر از اهميت بيشتري برخوردارند تا پيام‏هاي مطول تر كه حاوي استنتاج منطقي‏اند.  توجه بيشتر به اين نوع رسانه ها مي‏توانند نتايج عمده اي در پي داشته باشند.  بعضي اقدامات خلاقانه در سالهاي اخير براي رسيدن به مخاطبان گوناگون تر انجام شده است.  توصيه مي‏شود تا هر قدر زمان که ممکن است تمرکز بر روي مردمي ترين و بزرگترين شبکه ها صورت پذيرد.  "صداي سازمان ملل" نمي‏تواند با "صداهاي" دولتهاي منفرد رقابت کند. . .  اما ممکن است در حوزه اطلاعات به درون جريان ارتباطات تزريق گردد که به لحاظ استراتژيک مي‏تواند تاثيرگذار باشد" (کري، 1953 : 230).
ما عميقا معتقديم که سازمان ملل حق و اختيار آن را دارد تا به طور سالانه براي مدت يک ساعت، خواهان توجه تمام و کمال رسانه هاي جهاني با شد.  شهروندان ايالات متحده چند بار در سال به پخش سخنراني هاي مقام رئياست جمهوري در ساعات اوج مصرف گيرنده هاي راديو تلويزيوني عادت دارند ؛ بسياري از ملل مستقيما به سخنان مقامات بالارتبه شان گوش مي کنند.  خطاب به مردم جهان ( در مقابل خطاب به ديپلمات ها) مي‏تواند براي دبيرکل گامي رو به جلو تلقي شود.  اين سخنراني بايد متفاوت از سخنراني عادي باشد که از طبقه 38 ام به صورت ساده  و در عين حال به گونه اي هوشمندانه ايراد ميشود.  اين شانسي را به مردم مي دهد تا با دبيرکل "ملاقات " کرده، هر سال ساعتي باشد تا آنها را در سراسر دنيا به هم گره بزند و مي‏تواند سخنان ضد سازمان ملل را کمتر محسوس نمايد.  " به طور کلي، مطالعات نشان داد که تلاش‏هاي امدادرساني رسانه هاي پيشرو از سوي کارکنان بخش اطلاع‏رساني سبب کاهش پوشش رسانه‏اي منفي شده است" (اسناد سازمان ملل‏، 4/2006/198. AC /A ، 2006: پاراگراف 37).  روز سازمان ملل يا روز قبل از آغاز مذاکرات ماه سپتامبر مجمع عمومي مي‏تواند زمان مناسبي براي ايراد چنين خطابه اي باشد.


2- مقابله با داستانهاي خبري ضد سازمان ملل : چه موقع از آنها چشم پوشي کنيم و چه موقع نسبت به آنها واكنش نشان دهيم.
واكنش نشان دادن به انتقادات کار دشواري است.  هيچ رويکرد کاملا متناسبي نمي‏تواند مورد استفاده قرار گيرد و هر نقدي بايد در بافت خودش، به لحاظ شايستگي هاي آن (يا عدم اين شايستگي)، و با توجه به مخاطب آن ملاحظه شود.  عکس العمل بيش از حد ممکن است توجه بيشتري را به خود جلب کند- اين خطري است که متوجه "ناسزا گرفتن " بدون ملاحظه انتقادات مي باشد.  از سوي ديگر، عدم تکذيب انتقادات، به منتقدين اجازه  دسترسي به مخاطبي را که تا کنون با انتقادات مواجهه نداشته، مي دهد.  اگر هيچ رسانه‏اي موقعيت سازمان ملل را بازتاب ندهد، مردم عادي ممکن است تنها اظهارات " ضد سازمان " را شنيده و يا مشاهده کرده و آن را به عنوان پيش فرض بپذيرند – اين خطري است که متوجه رويکرد بيش از اندازه محتاطانه است.  ممکن است گاهي سازمان ملل اشتباهاتي کند، اما اين بدان معني نيست که از موضع حفظ تصوير خود کناره بگيرد.  شرکتي را در نظر بگيريد که مجبور است محصولات خرابش را از مغازه ها جمع آوري کند، بخش روابط عمومي آن بايد سريع دست به کار شده تا اين ضربه را، تا جايي که مي‏تواند تخفيف دهد.
در دادگاه افکار عمومي، گرفتن طرف کسي در ماجرا نيازمند مهارت زيادي است، هر چند نيازي بدان نيست تا در هر وضعي چنين كند ولي يک سازمان بايد آمده باشد تا در هنگام ضرورت چنان عمل کند.  براي سازمان ملل، مثال بارز همين رسوايي نفت در مقابل غذا مي باشد.  مانند بسياري از وضعيت ها، اينکه تقصير از کيست موضوعي سياه و سفيد نبود.  اما پس از بازنگري عده اي ممکن است بر سر اينکه سازمان ملل محبوبيت خود را به گونه نامنصفانه لگدمال شده مي ديد، توافق نداشته باشند.  آيا پاسخگويي مستحکم تر سازمان ملل، که به گونه اي استراتژيک پخش شده بود، مي توانست باعث عکس العمل متفاوتي شود ؟


3- بازتاب برنامه نفت در مقابل غذا در رسانه ها
" اقدام سياسي که در حين بحران عراق صورت گرفت موجب کنکاش شديد رسانه ها و عموم  از سازمان شد و نياز به پاسخگويي به اين کنکاش ها چالش جديدي را پيش رو داشت – بخش اطلاع رساني از هر وسيله اي که در اختيار داشت استفاده کرد" (اسناد سازمان ملل،‏175/58/A ،2003: پاراگراف 14). آشکار است که اين تمهيدات از لحاظ اينکه چه چيزي براي دفاع از سازمان ضروري است و خواهد بود، کمبودهايي داشتند.  به گفته سر برايان ارکارت : " گزارش مذکور والکر در خصوص برنامه نفت در مقابل غذا در عراق، و بخصوص علاقه همه‏گير مطبوعات در گزارش ابعاد شايعه برانگيز آن، مانند طوفان ساعقه آسا در هنگام پيک نيک اعضاء سازمان بر فراز سال اصلاحات سازمان ملل حاکم شد " ( ارکارت، 2006 : بخش 1 ).  به نظر مي‏رسد، تلاش‏ها براي نشان دادن مسئله سازمان ملل به مردم هيچ مطابقتي، بخصوص با روشهاي "روزنامه نگاران و سياستمداران نومحافظه کار"، که مشغول زدن اتهامات و ابراز مبالغات خمشگينانه بر ضد سازمان بودند، نداشته باشد، چرا که آنها بي شک بي رقبتي سازمان ملل و شخص کوفي عنان را در حمله به عراق و ممانعت شوراي امنيت از امضاء حکم حمله ايالات متحده در سال 2003 را به ياد دارند (همان).
روزنامه وال استريت جورنال مقاله هايي تحت عناوين "مخفي کاري کوفي "(11 مي 2004 :اي 18)، "التفات کوچک سازمان ملل : برنامه نفت در مقابل غذا : يک موفقيت" (6 مي 2004 : اي 19) و حتي "برنامه نفت براي ترور " (روزت، 28 آوريل 2004 : اي 16) به چاپ رساند.  در ادامه، مجله اکونوميست، رفتار جنجالي سازمان ملل را به علت نحوه اي که وال استريت ژورنال آن را به توصيف کشيده بود، خاطر نشان کرد (13 آگوست 2005 :36).  گفتگوها بر سر اتهامات متوجه کوفي عنان و کوجو عنان تا حد انزجار، از سوي رسانه ها، به خصوص در ايالات متحده، پخش شد و نهايتا موقعي از طرف کميته بازجويي بي اساس اعلام شدند که درست بعد از خدشه دار شدن شهرت سازمان ملل و کوفي عنان بود" ( ارکارت، 2006 : بخش 4).  در گزارشي از دبيرکل در سال 2006، چنين جمع بندي شده بود : " تصوير سازمان ملل به طور وسيعي بدليل پوشش رسانه‏اي جنجال آميز، به شدت آسيب ديده است" (اسناد سازمان ملل، 4/2006/198.  AC /A ‏، 2006: پاراگراف 62).  اگر سازمان ملل به جاي سرپوش گذاشتن بر خشم خود آن را نمايان سازد، به نفع خود عمل کرده است.  وقتي سازمان با اهانتي به چنين ابعادي مواجهه است، مقالات و کنفرانس هاي مطبوعاتي فوق الذکر، کافي نخواهد بود.  مقامات ارشد نيازمند آنند تا از منظر عموم کارهاي بيشتري انجام دهند.  به عنوان مثال، در ايالات متحده، اين به معني حضور پيدا کردن در برنامه هايي چون "ميت د پرس" ، "لري کينگ لايو" و. . .  مي باشد.  با نگاهي به گذشته، با توجه به يافته هاي کميته والکر – که نتيجه گرفت فعاليتهاي غير قانوني کاملا از جانب صدام حسين در همکاري با دولتها و شرکتهاي سودجو هدايت مي‏شود و اين شوراي امنيت است که بايد به خاطر به وجود آوردن سمت و سوي سست و ناهموار در تحقق برنامه، "تقصير را بر گردن گيرد" (iiC آگهي مطبوعاتي، 7 سپتامبر 2005 ) گزارش والکر توضيح مي دهد که در حاليکه سازمان ملل به علت نظارت ضعيف در اين قضيه گناهکار شمرده مي شد، طرفهاي ديگر نيز به خاطر دلايل بسيار بدتر متهم بودند :
" از طرف کميته تخمين زده مي‏شود که نفت قاچاق شده از برنامه مذکور نزديک به 11 ميليارد دلار باشد که اين رقم با 1/ 8 ميليارد دلار تخميني از درآمد غيرقانوني حاصله از دستکاري صدام حسين در مذاکرات صورت گرفته زير نظر برنامه مذکور، مغايرت دارد" (iiC آگهي مطبوعاتي، 27 اکتبر 2005 ).  در مورد منبع درآمد 1/8 ميلياردي كه در اينجا ذکر شد بايد ذكر كرد كه "بزرگترين منبع درآمد غيرقانوني عراق از برنامه مذکور از طريق" کميسيون هايي"  تامين مي شد که شرکت ها پرداخت مي کردند. . .  شواهد موجود نشان مي دهند عراق بيشتر از 1/ 5 ميليارد دلار از راه اين کميسيون ها درآمد داشته است، کميته محاسبه کرد كه بيش از 2200 شرکت در سراسر دنيا به عراق کميسيون مي دادند" (همان منبع).
ارقام گيج کننده نشان مي دهند که ظاهرا هزاران دلار هم به جيب مقامات سازمان ملل، که در مقايسه اقليت محسوب مي شوند، رفته است.  ممکن است کسي انتظار داشته باشد که اين شرکت هايي که با همکاري صدام حسين به طرز وقيحانه اي از قوانين تخطي کرده‏اند بايد از سوي رسانه ها مواخذه شوند.  در حاليکه، از برنامه مذکور تنها به عنوان رسوايي و فساد مقامات سازمان ملل ياد مي‏شود. " کلام اندوه بار آخر اينکه :
" گزارش بازرسي بارها اذعان مي کند که برنامه نفت در مقابل غذا آنچه را که در نظر داشته به انجام رسانيده است.  براي مثال، در جلد ا، صفحه 13، ذکر مي کند " کميته، همچنين، باور دارد که موفقيتهاي برنامه مذکور، هر چند تماما در اينجا و با درج تاريخ فهرست نشده اند، اما نبايد به خاطر اتهام به فساد که از جانب رسانه ها و غيره كه توجه زيادي را به خود جلب مي کنند، مدفون شوند. " متاسفانه، البته نه به علت هيچ گونه خطايي از جانب کميته والکر، اين تدفين دقيقا آن چيزي بود که روي داد.  پس، به جاي استقبال از دستاورد موفقيت آميز و برجسته سازمان ملل که لايق آن نيز بود، برنامه نفت در مقابل غذا مبدل به ننگ و سرشکستگي اش شده است.  " ( ارکارت، 2006 : بخش 4 )
در جمع، آنانکه آرزوي سياه کردن تصوير سازمان ملل را داشتند، با قدرت تمام در اين زمينه موفق شدند.


4- کنفرانس مرور بر تسليحات کوچک و جنگ افزارهاي سبک 2006
اخيرا پاسخگويي اثربخش و سريع بخش اطلاع رساني عمومي سازمان ملل كمك  كرد تا کنفرانس بررسي تسليحات کوچک و جنگ افزارهاي سبک حفظ شده و يكپارچه باقي بماند.  
" کنفرانس مذکور به سختي از سوي لابي هاي طرفدار اسلحه در ايالات متحده، با مخالفت روبه رو شده است، اما بخش اطلاع رساني عمومي سريعا به انتقادات پاسخ داد است.  اين بخش، با فرستادن پيام‏ها و ارائه راهنمائي‏هايي چند براي سخنگويان و ادارات مربوط به اين حوزه، و نيز از طريق تکذيب هاي محکم نسبت به اطلاع رساني غلط، اتهاماتي را که به سازمان ملل درباره "توطئه چيني" براي ممنوع کردن مالکيت قانوني اسلحه گرم توسط شهروندان زده بودند، رفع و رجوع نمود.  نامه هاي ارسال شده به سردبير از سوي بخش، در مجلات اکونوميست و وال استريت جورنال به چاپ رسيدند، اين کار اسناد را محفوظ نگه مي‏دارد.  خبرگزاري هاي کليدي بين المللي، از جمله آسوشيتد پرس، يونايتد پرس اينترنشنال و رويترز به کرات متذکر شدند که اعتراضات رسيده از سوي شهرونداني كه طرفدار نگهداري سلاح گرمند، تنها به علت اطلاع رساني اشتباه صورت گرفته است" (اسناد سازمان ملل، 216/61/Doc. A ‏،2006: پاراگراف 9).  
هر چند، اين کنفرانس تنها طيف کوچکي را در بر مي‏گرفت، اما پاسخگويي موفقيت آميز آن مي‏تواند نشان اميدوارکننده اي از اين باشد که بخش اطلاع رساني عمومي، حقيقتا ظرفيت خود را براي واکنش نسبت به انتقادات تقويت کرده است.   


قسمت ب.  مخاطبان خاص و حامي
5- کدام ايالات / مناطق هدف منظور شوند

اگر سازمان ملل قصد دارد تا به اهداف بلندش برسد، بايد قادر باشد تا هم با مردم و هم با ديپلماتها باب را صحبت باز کند.  مخاطبان بسياري هستند که سازمان ملل بايد به دلايل استراتژيک تمرکز خود را نسبت به آنها معطوف دارد.  يکي از اين گروه ها، جمع اعضاي دائمي شوراي امنيت مي باشند.  از آنجا که اين دولت ها از چنين تاثير مسلطي در شوراي امنيت برخوردارند، و از آنجا که اولين نقش محول شده به شوراي امنيت برقراري صلح و حفظ امنيت است و از آنجايي که سازمان ملل تنها مي‏تواند موافقت هاي الزامي را از طريق اين ارگان وضع نمايد، جمعيت حاصل از اين دول، مشخصا از اهميت زيادي برخوردارند.
ساکنان كشورهايي که ماموريت هاي برقراري صلح سازمان ملل در كشور صورت مي‎گيرد نيز از جمله اهداف اساسي اند.  اگر شهروندان در حاليکه سازمان عملياتش را در كشور آنان پياده مي کند، متوجه نقش آن نباشد، آن ماموريت مي‏تواند تا حد گسترده اي به نقص دچار شود.  قانون گذاران دولي که کمک هاي مالي و نيرو هاي انساني در اختيار سازمان مي گذارند، سومين دسته حائز اهميت به حساب مي آيند.  آگاه كردن جمعيت كشورهايي كه نيرو هاي ياري رسان دارند نوعي نمايش قدرداني است که بسيار بدان توصيه مي‏شود.  فراهم آوردن اطلاعات براي جمعيت کشورهاي ياري رسان از ساير اطلاع رساني ها دشواري کمتري را به همراه دارد – دولت هايي که مردم آن كمكهاي زيادي را به سازمان اهدا مي کنند هم به طريق مشابه مي خواهند مطلع شوند کمک آنها در چه راه هايي صرف مي‏شود.  در آخر، نيازهاي کشورهاي در حال توسعه در جهت کمک هاي فني و حمايت رسانه‏اي، فرصتي به سازمان مي دهد تا با مردمي که مستقيما از سازمان بهره مند مي شوند، سخن بگويد.  نهايتا اينکه، اگر شهروندان براي مطلع گشتن به سراغ سازمان نروند، و رسانه هاي ملي بازنمايي منصفانه از سازمان را ارائه ندهند، سازمان ملل خود بايد به سراغ آنها برود.  


6- انتخاب استراتژيک مخاطبان
ممکن است در اين باره که اطلاعات سازمان ملل در دسترس مي باشد، اختلاف وجود داشته باشد.   وب سايت سازمان به طور روزافزوني، با عبارات و گزارشات خبري روزانه، کاربر پسند شده است.  براي لحظه اي آنهايي را که از سازمان ملل نامطلع اند به کناري بگذاريم و افرادي را که حداقل از وجود سازمان باخبرند مورد بررسي قرار دهيم.  اکثر اين مخاطبان در سه دسته قرار مي گيرند.  آنهايي که به طور کلي از سازمان ملل و ابتکار عملهايش پشتيباني مي کنند ؛ آنهايي که عميقا معتقدند سازمان ملل پر از خطا و لغزش است و اکثريت غالبي که از سازمان ملل چيز کمي مي دانند و قضاوتهاي موقتي بر اساس اطلاعات ناچيزشان به عمل مي آورند.  در اين مورد مبارزات تبليغاتي با اهداف مبتني بر مسئله مي‏توانند از همه موثرتر باشند.  مخاطبان "ضد سازمان ملل"، قويا تمايل به آن خواهند داشت تا از طريق تلاش‏هاي آموزشي / اشاعه اطلاع رساني عمومي، اقناع نشوند.  اما سازمان ملل مي‏تواند با نشان دادن تصوير قويتري از خود به اکثريت شهروندان کمتر مطلع، بيشترين بهره را ببرد.  ما توصيه مي کنيم که سازمان ملل در صورت ضرورت خود را به طور مستقيم به درون گفتمان تزريق کند و واپس نزند چرا كه با ترک اکثريت ميانه روها بدون هر دلبستگي به يا انزجار شديد از سازمان، نقطه نظرشان در غير اين صورت مي تواند دستخوش پوششهاي نادرست و نامطلوب رسانه‏اي و بر عليه سازمان قرار بگيرد.  
همان طور که مارک مالوک نماينده سابق دبير کل گفت " امروز ايالات متحده به لحاظ ساختار با سازمان ملل گره خورده است.  اما اين مسئله به خوبي درک نشده است، بخشي به علت آنکه بيشتر گفتمان عمومي که به قلب ايالات متحده مي‏رسد به طور وسيعي به انتقادگران تندگويي واگذاري شده است" (اسناد سازمان ملل، 287/SM /DSG ،2006).  اين سخنراني، که از بسياري جهات درخواست از رسانه هاي آمريكا براي ارائه تصوير منصفانه تري از سازمان ملل مي باشد، همچنين خطر وابسته بودن به رسانه هاي ملي را در اشاعه اطلاعات تشريح مي کند.  بندهاي بعدي به رابطه منحصر به فرد ميان سازمان ملل و ايالات متحده مي پردازد.


7- يک مورد خاص : ايالات متحده
از زمان فروپاشي اتحاد شوروي، ايالات متحده به ابرقدرت اقتصادي و نظامي محض مبدل شده است.  بنابراين، سازمان ملل مي بايست با نهايت دقت به مذاکره درباره روابط خود با ايالات متحده بپردازد.  سازمان ملل بايد با همه اعضاي ايالات به گونه اي يکسان رفتار کند و در عين حال نمي‏تواند از اين واقعيت که سياستگذاري ايالات متحده مي‏تواند تاثير عمده اي بر سازمان ملل داشته باشد، چشم پوشي کند.  ايالات متحده به خاطر علل ديگري هم مي‏تواند موردي خاص محسوب شود و آن اينکه دولت ميزبان مقامات سازمان ملل و ماواي مصرترين منتقدان سازمان مي باشد.  جمعيت ايالات متحده مي‏تواند مهمترين مخاطب و دشوارترين چالش براي بخش اطلاع رساني عمومي به حساب بيايد.  ما گاهي اوقات از درکي که نخبگان و يا آمريكاييهاي مطلع نسبت به سازمان دارند، يکه مي‏خوريم.  براي مثال، يک مرد به طور کل مطلع از برنامه هاي سازمان، به ما گفت که به نظر مي‏رسد سازمان ملل کار چنداني انجام نمي دهد.  وقتي که توضيح داديم که تعداد زيادي از ماموريتهاي حافظ صلح در حال حاضر در دست انجام است، تعجب کرد.  به نظر روشن مي‏رسد که واقعيت سازمان ملل به مخاطبان آمريكايي نمي‏رسد.  تاثير حمايت ايالات متحده را نمي‏تواند کوچک شمرد.  سازمان ملل براي جذب حمايت عده بيشتري از عموم در آمريكا در قبال سازمان ملل، با توجه به بد ناميهاي بوجود آمده موقعيت دشواري دارد.  


8- دي پي کي او و بخش اطلاع رساني عمومي : همکاري موفقيت آميز
هنگامي که واحد هاي دي پي کي او وارد كشوري مي شوند، اشاعه اطلاعات به عموم گامي ضروري و مسلم است.  روش هايي که توسط آنها اطلاعات از سازمان ملل به عموم مردم منتقل مي‏شود، در زمان به وقوع پيوستن ماموريت هاي دي پي کي او منحصر به فرد خواهند بود.  داستانهايي درباره دي پي کي او خارج از حوزه استقرارش اشاعه پيدا کرده است، كه اغلب تصوير جديدي از سازمان ملل را به مخاطبان عمومي ارائه مي کنند. " اين تلاش‏ها سبب ترميج تدريجي نتايج مثبت در باره سازمان شده‏اند.  گزارشات رسانه ها در حال حاضر به طور روز افزون از حضور مستحکم حافظان صلح در بعضي از دشوارترين مناطق جهان خبر مي دهند" (اسناد سازمان ملل، 5/2006/198. AC /A ، 2006: پاراگراف 42).  علي رقم تمامي مشکلات، تلاش سازمان ملل در سيرالئون يکي از بزرگترين موفقيت هاي اخيرش بوده است.  "در ماههاي قبل، بخش اطلاع رساني با همراهي هيئت اعزامي و بخش عمليات حفاظت از صلح، بر سر چگونگي جلب بيشترين حد توجه رسانه ها به عملياتي که به اهداف مورد نظر خود رسيده اما از لحاظ منابع و پرسنل محدوديت داشتند، استراتژي هايي را پياده کردند. " از آنجا که استقرار دي پي کي او يکي از صور اصلي عمليات سازمان ملل است، اين بخش به بخشي حياتي در ماجراي سازمان ملل تبديل شده است.  وقتي ماموريت هاي دي پي کي او به پايان مي‏رسد، براي بخش اطلاع رساني عمومي لازم است تا در کميسيون ايجاد صلح مشاركت كند تا اطمينان ايجاد كند كه شهروندان به نقش پسيني حفاظت از صلح از سوي سازمان ملل آگاهي دارند.  


9- تاثير بر سياست گذاران
يک نتيجه باريک بينانه اما قدرتمند از تلاش‏هاي بخش اطلاع رساني عمومي، تاثير آن بر روي فعالان ملي است.  همانطور که کري عنوان مي کند. . . " تصميم گيران ممکن است به طور مستقيم تحت تاثير اطلاعات رسيده از رسانه هاي جمعي و به طور غير مستقيم تحت تاثير اين فرض باشند که شهروندان در حال گوش دادن به استدلالهاي آنان هستند" (کري، 1953 : 239 ).  حتي اگر بحثهاي ضد سازمان ملل ضعيف‏ يا بي‏اساسي باشند و نتوانند روي تصميم گيران مطلع اثر بگذارند، اين فعالان به نوبه خود بايد به چالشهاي مطرح شده از سوي طرفداران خود واكنش نشان دهند.  کري مي‏گفت اطلاع رساني سازمان ملل بايد "هدف خود را به سمت حمايت از اصول اخلاقي گروههاي سازمان يافته بين المللي و برقراري فضايي که در آن ادارات خارجي بتوانند با اطمينان خاطر برنامه هاي مطلوب همکاري بين المللي را از طريق سازمان ملل اقتباس کنند، نشانه رود" (همان : 240 ).  مارک مالوک بروان مي گفت : " انتقادات بيش از حد نسنجيده از سازمان ملل و کليشه پردازي درباره آن، در طول سالهاي متمادي -ترس سياستمداران از اينکه در حال حمايت از اختصاص ساختمانهاي بهتر براي بوروکرات هاي فاسد و حقوق بالا ديده شوند، آشکار است -  باعث مي‏شود که حتي مرمت يک ساختمان به بحث داغ سياسي تبديل شود" (اسناد سازمان ملل، 287/SM /DSG ‏، 2006).  وقتي سازمان ملل مورد حمله رسانه ها قرار مي‏گيرد، حمايت سياسي از سازمان ملل به شدت غير قابل دفاع مي شود.  باختن در جنگ رسانه‏اي سهمگين تر از، از دست دادن حمايت سرمايه هاي ملي مي‏شود.  


قسمت پ.  نقش بخش اطلاع رساني عمومي به عنوان حامي تصوير همگاني

10.  اطمينان از ارزشيابي، ارتقاء و پشتيباني از تصوير سازمان : تحقق اهداف
در حال حاضر، روزانه ميزگردهايي تشکيل مي‏شود که در آنها بخش اطلاع رساني عمومي موقعيت عمومي سازمان ملل را براي بهره رسمي از آن در هنگام مباحثه با عموم و يا مواجهه با رسانه ها فرمول بندي مي کند.  اين مقاله، چنين ميزگردهايي را ضروري دانسته و آنها را براي شکل بخشيدن به صداي انسجام يافته سازمان، از ارزش زيادي برخوردار مي داند.  چارچوب استراتژيک 2008-2009 نيز درباره لزوم يک استراتژي يکپارچه رسانه‏اي بحث مي نمايد.   "يک استراتژي منسجم در توزيع و ارتقاء تصوير سازمان باعث به وجود آمدن شراکت خلاقانه تري با خبرنگارن مي‏شود.  اين نوع همکاريها به فهم نياز مخاطبان جهاني از طريق پخش برنامه هاي وزين در شبکه هاي راديويي و تلويزيوني کمک مي کند" (اسناد سازمان ملل، 23. 12، 2007: پاراگراف 23، REV /6/61/A ).  براي مثال، راديو سازمان ملل، مبارزه تبليغاتي مقرون به صرفه‏اي است که با ارائة ماجراهاي هيجان‏انگيز و مورد توجه، به چهارده زبان زنده دنيا پخش مي‏شود.  ارزش چنين ابتکاراتي فراتر از بحث سازمان ملل و مسائل مربوط به آن، در اين است که به نهاد اين اجازه را مي دهد تا تريبوني پيشرو در ساخت تصوير سازمان باشد.  يک منفعت غير مستقيم آن اين است که مراجع رسانه‏اي ممکن است کمتر به پخش انتقادات بي اساس از سازمان ملل راغب شوند.  
سازمان ملل مي‏تواند در پشتيباني از چگونگي دريافت تصويرش، نگرش تيزهوشانه‏تري را اتخاذ کند.  چنين کاري، نيازمند هيچ منبع اضافي نيست، بلکه نيازمند عکس العمل سريع، بي پرده و پرانرژي بخش اطلاع رساني عمومي مي باشد.  به همراه گزاره ماموريت جديد بخش اطلاع رساني عمومي، خلاقيت در اين که چگونه، چه موقع و در کجا بايد واكنش نشان داد خود امري است كه براي بزرگ کردن تاثير ضروري مي باشد.  توسعه سياست پشتيباني قويتر از تصوير مي‏تواند به اندازه  منابع، به اراده و جسارت نيز بستگي داشته باشد.

11.  مراکز اطلاع رساني سازمان ملل ( UNICs )
رويکردهاي جديد سازمان ملل که مشارکت اساسي مراکز اطلاع رساني را در بر مي گيرد، در مبارزات تبليغاتي ارتباطات در سال 2005 مورد آزمون واقع شد.  در آنجا، "تحليل رسانه‏اي از پوشش خبري اجلاس سران، نشان داد که تعامل پيشتازانه ميان مقامات سازمان ملل يا سخنگويان و رسانه ها به ايجاد پوشش خبري مثبت تري نسبت به آنچه مي توانست باشد، کمک مي‏کند" (مركز اسناد سازمان ملل، 1/2006/198،AC /A ‏، 2006: پاراگراف 19).   
بعضي مراکز اطلاع رساني سازمان ملل تورنومنت هاي فوتبال تشکيل دادند و يا شهروندان را گرد هم آوردند تا به خاطر جشنهاي جام جهاني  2006 به تماشاي مسابقات بنشينند (مركز اسناد سازمان ملل، 26/61/A ، 2006: پاراگراف 21).  ساير مراکز اطلاع رساني در ميان سهام داران کليدي، "مباحثه هاي عمومي و جلسات توجيهي برگزار کردند که بعضي از آنها توسط ايستگاههاي راديويي و تلويزيوني محلي و ملي پخش شدند" (همان. پاراگراف 21 ).  هيچ جايگزين ديگري براي اين نوع خلاقيت در پيوند زدن يک نهاد جهاني به شهروندان محلي وجود ندارد و شايد بزرگترين گواه در ارزشمندي مراکز اطلاع رساني سازمان ملل خود اعضاي سازمان باشند".  يكي از سخنگويان، مراکز اطلاع رساني واقع در اواگادوگو را "غيرقابل جايگزين " توصيف کرد و عنوان کرد که در اطلاع رساني عمومي و ابتکار عمل براي بازگرداندن صلح و اداره کردن مسائل بشردوستانه مربوط به آن، اين مراكز از موقعيت استراتژيکي برخوردارند" (مركز اسناد سازمان ملل، 21/58/A ، 2003: پاراگراف 41).  موضع اين مقاله اين است که صميميتي که مراکز اطلاع رساني مي‏توانند در ارتباط با جمعيت هاي محلي داشته باشند، ارزشي غيرقابل اندازه گيري دارد.  در گزارشي از دبير کل سازمان ملل آمده است :
"مراکز اطلاع رساني  سازمان ملل نقش حياتي را در فرستادن پيام سازمان ملل به سراسر دنيا، مواجهه کردن با سوءتفاهمات و عمل کردن به عنوان نقاط دسترسي به داده ها و مواد سازمان ملل بازي مي کنند.  اغلب مراکز اطلاع رساني هم چشم و هم گوش سازمان به شمار مي روند.  زيرا، اخبار مربوط به سازمان و نقطه نظرات نسبت به آن را گزارش مي کنند" (مركز اسناد سازمان ملل، 387 / 57 /A ، 2002 : پاراگراف 67 ).   
اين به درستي مسئوليتي خطير را به عهده مراکز اطلاع رساني سازمان ملل قرار مي‏دهد.  ما از حضور استراتژيک مراکز اطلاع رساني سازمان در حفظ و ارتقاء تصوير سازمان پشتيباني مي‏کنيم (نگاه کنيد به رابطه ميان مقرهاي سازمان ملل و دفاتر مراکز اطلاع رساني سازمان در نمودار پيوست).  اين مقرها مي‏توانند در صورت لزوم در چگونگي تنظيم تلاش‏هاي رسانه‏اي شان در آن منطقه تصميم گيري کنند.  در پاسخ به پوشش رسانه‏اي منفي، رؤسا مي‏توانند تکذيب نامه‏اي را براي مراکز اطلاع رساني بفرستند تا آنها را در رسانه‏هاي مختلف به شيوه استراتژيک جاي دهند.  از طريق مقامات، بخش اطلاع رساني عمومي مي‏تواند پوشش رسانه هاي جهاني سازمان ملل را بر اساس گزارشات مراکز اطلاع رساني تحليل کرده و با تاخير زمان کمتري دستوراتي را به مراکز ارسال دارد.  


12.  رسانه و اسلوب پيام
انتخاب بهترين رويکرد براي اشاعه اطلاعات، يك بُعد ضروري در استراتژي بخش اطلاع رساني عمومي محسوب مي‏شود.  بخش اطلاع رساني عمومي بايد دائما براي بهتر کردن انسجام پيام و گزينش درون داد رسانه‏اي در تلاش باشد.  به نظر مي‏رسد، پيشنهادات موجود در گزارشات دبير کل، بخش اطلاع رساني عمومي را در جهت صحيحي رهنمود مي‏کند.  
"بخش اطلاع رساني عمومي که بر اساس بريده هاي چيده شده از 71 انتشاراتي در ميان تاثير گذارترين بريده ها در سطوح جهاني و منطقه اي داوري شده است، با کمک يک مشاور آزاد، ارزش کمي و کيفي همکاري خود را با رسانه ها بازنگري کرده است.  اين بازنگري نشان مي دهد، هنگامي که سخنگويان سازمان ملل فرصت آن را يافته اند که مستقيما با رسانه ها در مورد مسائل اساسي صحبت کنند، سازمان ملل در هاله روشن تري تصوير شده است" (مركز اسناد سازمان ملل، 5 / 2006 / 198 ،AC /A ، 2006: شكل 1).   
علاوه بر اين، "بازخورد دريافتي از سوي روزنامه نگاران در کنار نتايج تحليلهاي رسانه‏اي نشان داده اند که پيام‏هاي کوتاه و ملموس از بيشترين تاثير برخوردارند" (مركز اسناد سازمان ملل، 4 / 2006 / 198 ‏، AC /A ، 2006: پاراگراف 14).   
بنا بر اين، ارتباط مستقيم مقامات سازمان ملل که با پيام‏هاي واضح و ساده به عموم مي‏رسد، مي‏تواند بهترين راه براي ايجاد توجه بيشتر نسبت به سازمان ملل و نيز فراهم آوردن پشتيباني بيشتر از سازمان ملل هموار كند.  انتخاب استراتژيك مقالات و نحوه قرار دادن آنها، کاري معمول بوده است.  آنچه مهم است اين است که توزيع چنين مقالاتي تنها به روزنامه هاي نخبه گرا محدود نمي‏شود، بلکه در صورت امکان به مخاطبان عمومي نيز مي‏رسد.  مثال آن مقاله اي بود که توسط دبير کل در مراسم آغازين جام جهاني 2006 نوشته شد (مركز اسناد سازمان ملل‏ 216/61/A ، 2006: پاراگراف 33).  اگر چه (و شايد به علت اينکه) اين مقاله نسبت به ساير مقالات به زبان ساده تري نوشته شده بود، و به همين دليل به مخاطبين متنوع و گسترده اي رسيد.  تلاشهايي از اين دست مي‏تواند از آنچه حدس آن ميرود، تاثير بيشتري بر تصوير سازمان ملل بگذارد- و به مخاطبيني برسد که در غير اين صورت ممکن است با سازمان در تماس قرار نگيرند.  اهميت نقش رهبري که به عموم نسبت داده مي‏شود، نبايد به طور مستقيم ناديده گرفته شود.  تحليل زير را از سياستگذاري روابط عمومي رئيس جمهوري آمريكا در نظر بگيريد :
"در واقع، دانايي قراردادي حاصل شده که سخنرانيهاي پخش شده از تلويزيون و سفرهاي خارجي رئيس جمهور (1) در طول زمان افزايش يافته، (2) تاثير مثبت و شکيلي بر ارزشيابي عموم از اقدامات رئيس جمهور داشته، و (3) بنابراين مي توان به عنوان استراتژي براي تاثير گذاري بر ميزان محبوبيت رئيس جمهور از آن استفاده کرد" (سيمون و استرم، 1989: 58 ).
البته، دبير کل نبايد محبوبيت شخصي را عاملي تعيين کننده در سياستگذاري بخش اطلاع رساني عمومي تلقي کند.  بلکه بايد تاثير تصوير خود نزد عموم را بر سازمان ملل مد نظر قرار دهد.  پيشنهادي که پيشتر مطرح شد- اجاره سالانه يک ساعت از اوج ساعات مصرف رسانه ها در سراسر جهان براي سخنراني دبير کل- حتي اگر سخنراني مختصر هم باشد، مي‏تواند به وجهه سازمان بيفزايد و سازمان ملل را با مردم جهان پيوند بزند.  به نظر مي‏رسد، اين همان چيزي باشد که رهبران ملي در رابطه با مخاطبانشان انجام مي دهند و سازمان ملل بايد از همين الگو پيروي کرده و بهره ببرد.


13.  خلاصه
بعضي اوقات  بهتر است سازمان ملل به طور کل از بحث / جدال عمومي فاصله بگيرد.  اما به لحاظ پوشش رسانه‏اي سازمان ملل در سال هاي اخير، غفلت از امکان پيچيدن شايعات جنجال برانگيز در تمام رسانه ها به قصد دستپاچه کردن سازمان ملل، کار احمقانه ايست.  ما باور داريم که سازمان ملل در اين موارد با قدرت از خود دفاع مي کند.  


نتيجه گيري
اين مقاله، بر نياز به حمايت و ارتقاء استراتژيک تصوير سازمان ملل تمرکز دارد.  مخاطبان شکاک، به خصوص آنها که از طريق داستانهاي منفي درباره سازمان ملل بمباران رسانه‏اي شده اند، نيازمند مراقبت متفاوتي در مقايسه با مراقبتهايي همچون ايجاد مقبوليت يا بي طرفي صرف نسبت به سازمان مي باشند.  مطالعات فراواني با توجه به کمک رساني در حوزه آگاهي موضوعي و عمومي در دست است، اما کمتر  و فقط در اين اواخر است که مطالعاتي در اين باره صورت گرفته که سازمان ملل چگونه بايد به انتقادات پاسخ گويد تا مبارزات تبليغاتي اطلاع‏رساني‏اش مبتني بر نقطه نظرات مخاطبين و رفتار رسانه ها و در يک قالب باشد.  امکانات عملياتي که در بالا ذکر شده اند به طور خلاصه چنين اند :
1.  نظارت رسانه هاي ملي و افکار عمومي با اين نگاه که مي توان از سازمان ملل براي اطلاع رساني در تصميمات برنامه ريزي تا حد زيادي استفاده کرد.  مخاطبيني که عقايد مثبتي درباره سازمان ملل دارند و مخاطب پوشش رسانه‏اي متناسبي در رابطه با سازمانند را مي‏توان در مواجهه با مبارزات تبليغاتي که اهداف مبتني بر مسئله دارند، قرار داد.  اين در حاليست که مبارزات تبليغاتي که اهداف مبتني بر تصوير دارند، بايد به سوي مخاطبيني که نسبت به سازمان ملل شکاکند و مخاطب پوش رسانه‏اي منفي هستند، جهت گيري شوند.  
2.  انتقادات را مي‏توان با انتقادات سخت كه مشخصا غيرمنصفانه يا بي اساسند، مواجهه كرد.  اين امر با توجه به مخاطبيني است که در غير اين صورت تنها اخبار منفي از رسانه دريافت مي کنند.  براي حفاظت از تصوير سازمان، پاسخگويي سريع در هر مبارزه تبليغاتي آتي کليدي و حياتي خواهد بود.  پخش عملکرد سازمان از راديو و تلويزيون به طور گسترده‏تر و عمومي تر براي مقامات ارشد كشورها در ارتقاء تصوير سازمان کمک مي‏کند.  به عنوان گامي جسورانه و امکان جهش رو به جلو، به خاطر تصوير سازمان، دبير کل مي‏تواند سالانه سعي در رزرو يک ساعت از ساعات اوج مصرف گيرنده هاي راديو و تلويزيون در سراسر جهان کند تا جهانيان را مخاطب قرار دهد و بر وجهه سازمان ملل افزوده و مستقيما با مردم جهان ارتباط برقرار کند.  
3.  در ميان مخاطبان هدف، شهرونداني که هيچ نگرشي بر ضد يا موافق سازمان ندارند را مي‏توان مورد توجه اطلاع رساني بخش اطلاع رساني عمومي قرار داد.  چرا که اين مخاطب دقيقا همان مخاطبي است که تحت تاثير بيشتري قرار مي گيرد.  شواهد نشان مي دهند که اطلاعات رسيده از سوي مقامات سازمان ملل، پيام موجز و روشني را مبادله مي کنند که قوي ترين تاثير را بر روي عموم دارند.  تصويري قدرتمند (ضعيف) از سازمان ملل مي‏تواند بر روي سياستگذاران و سياستمداران به طرز شايسته اي تاثير گذارد و پشتيباني از آنها را برانگيزد (يا پشتيباني از آنها را غير ممكن کند).  

 


نمودار پيوست

نظارت بر افکار/ رسانه ها و چرخه بازخورد برون داد   بخش اطلاع رساني عمومي

 

برون دادهاي سازمان ملل به عموم / رسانه ها به حروف درشت
درون دادهاي سازمان ملل از طرف عموم / رسانه ها به حروف ايتاليک

  اين نمودار براي مشخص کردن فعاليت هاي متعددي مي باشد که از سوي بخش اطلاع رساني عمومي و دفاتر مراکز اطلاع رساني اش هدايت مي شوند.  برون دادهاي اشاعه يافتني، به حروف درشت، از نظارت افکارعمومي و رسانه ها (درون دادها)، به حروف ايتاليک، مشخص شده است.  


 UN Doc. A/57/37, 2002: para. 65.

 Department of Public Information (DPI).

  گرچه اين مطلب اندكي قديمي است اما چنين مشاهداتي هنوز هم درست مي‏باشد.

Volcker .

  Meet the Press .

  Larry King Live.

 

 

 

 
 
Copyright © 2008 Global Media Journal , University Of Tehran All Rights Reserved.